جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٥
مىساييد، و از عطر دلآويزش بهرهمندم مىساخت. لقمه را مىجويد و در دهانم مىگذاشت و هرگز در گفتارم دروغى نشيند و در كردارم خطايى نديد.
خطبه فوق معروف به خطبه قاصعه است و در بخشى از آن (بند ٢٧ تا ٢٩ و ١١٢ تا ١١٧)، جنگهاى حضرت امير (ع) با بغات و جبهههاى مخالف ايشان مورد اشاره قرار گرفته است.
١. جنگافروزى عليه مؤمنان، مصداق بارز موضعگيرى در برابر خدا: حضرت در مذمت افراد باغى و سركش مىفرمايد:
زنهار كه با موضعگيرى آشكار در برابر خداوند و جنگ مسلحانه با مؤمنان در سركشى فرو رفتهايد و زمين را به فساد كشيدهايد.
أَلَا وَ قَدْ أَمْعَنْتُمْ فِي الْبَغْيِ وَ أَفْسَدْتُمْ فِي الْأَرْضِ مُصَارَحَةً لِلَّهِ بِالْمُنَاصَبَةِ وَ مُبَارَزَةً لِلْمُؤْمِنِينَ بِالُمحَارَبَةِ ٢. ضرورت مبارزه با سركشان، پيمان شكنانو مفسدين در زمين: حضرت خطاب به باغيان و پيمانشكنان مىفرمايد: بدانيد كه شما رشته تعهد اسلامى را گسيختهايد، حدودش را تعطيل كردهايد و احكامش را از بين بردهايد؛ چنين افرادى سركش پيمان شكن و مفسداند و خداوند به من دستور داده با اين گروهها بجنگم.
معيار جواز مبارزه و ضرورت آن (يعنى سركشى، پيمان شكنى و افساد در زمين) در هركس يافت شود، نظاماسلامى موظف است به مبارزه با آنها بپردازد و آنها را سركوب كند.
أَلَا وَ قَدْ قَطَعْتُمْ قَيْدَ الْإِسْلَامِ وَ عَطَّلْتُمْ حُدُودَهُ وَ أَمَتُّمْ أَحْكَامَهُ أَلَا وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ النَّكْثِ وَ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ ٣. ضرورت تبيين علل درگيرى با گروههاى محارب: حضرت در اين بخش از خطبه خويش علت درگيرى و اهداف آن را بر مىشمارد تا هم دشمن علت دشمنى را دريابد و هم دوستان بدانند در راستاى چه هدفى مبارزه مىكنند. تبيين اين علتها و اهداف نقش مهمى در بيدار كردن نيروهاى جبهه مقابل و اهميت زيادى در بصيرت و