جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٧
لَعَمْرِي لَئِنْ كَانَتِ الْإِمَامَةُ لَا تَنْعَقِدُ حَتَّى يَحْضُرَهَا عَامَّةُ النَّاسِ فَمَا إِلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ وَ لَكِنْ أَهْلُهَا يَحْكُمُونَ عَلَى مَنْ غَابَ عَنْهَا ثُمَّ لَيْسَ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَرْجِعَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَخْتَارَ أَلَا وَ إِنِّي أُقَاتِلُ رَجُلَيْنِ رَجُلًا ادَّعَى مَا لَيْسَ لَهُ وَ آخَرَ مَنَعَ الَّذِي عَلَيْهِ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا خَيْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ وَ خَيْرُ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنُوا فَإِنَّ لَنَا مَعَ كُلِّ أَمْرٍ تُنْكِرُونَهُ غِيَراً.
اى مردمان، بى گمان براى رهبرى، سزاوارترين كس همانى است كه در اجرا از ديگران نيرومندتر و در آشنايى با فرمان خدا- در اين زمينه- داناتر باشد. در اين صورت اگر فتنهگرى به آشوب برخيزد، كوشش شود كه تجديد نظر كند، و اگر از پذيرش سر باز زند، سركوب شود.
به جان خويشتنم سوگند، اگر انتخاب رهبر در گرو حضور مستقيم تمامى مردم باشد، هيچ راهى به سوى آن نباشد، از اين رو آنان كه اهليتش را دارند، بر كسانى كه امكان حضور ندارند، حكم مىرانند، اينك نه حاضران در صحنه انتخابات را حق تجديد نظر است و نه آنان را كه در صحنه نبودهاند، حق انتخابى ديگر.
هشداريد كه من با دو كس پيكارى خونين در پيش دارم: آن كه چيزى را ادعا كند كه حق او نباشد. و آن كه از اداى حقى كه بر گردن دارد سرباز زند.
تمامى شما را به تقواى الهى وصيت مىكنم كه در توصيههاى متقابل بندگان، بهترين محور است نزد خداوند سبحان، و نيز رمز نيكوترين فرجام هر جريان.