جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
٤. اداى تكليف، از عوامل پيروزى: امام على (ع) مىفرمايد: اگر در راهى كه خداوند به رويتان باز و هموار كرده راه بسپاريد و به مسئوليتهايى كه او براى شما و زندگى شما قرار داده و نيز به تكليف و وظيفه شرعى خود عمل كنيد، على ضامن پيروزى و رستگارى شما در دراز مدت خواهد بود؛ هر چند كه در كوتاه مدت به شما داده نشود! ١ وَ امْضُوا فِي الَّذِي نَهَجَهُ لَكُمْ ... فَعَلِيٌّ ضَامِنٌ لِفَلْجِكُمْ آجِلًا إِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عَاجِلًا ١. جهاد/ ٨٦ ٥. ضرورت آمادگى رزمى: روند تاريخ اين حقيقت را به روشنى ثابت كرده كههيچ ملّتى نمىتواند بدون برداشتن سلاح، حقوق از دست رفته خود را بازيابد. از اين رواست كه آمادگى رزمى جهت مقابله با ستمگران و حق ستيزان ضرورت مىيابد.
امام (ع) با اعلام آمادگى خود، به همه فرماندهان و رزمندگان اسلام، درس مىدهد كه همواره آماده باشند. ١ وَ لَعَمْرِي مَا عَلَيَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ الْحَقَّ وَ خَابَطَ الْغَيَّ مِنْ إِدْهَانٍ وَ لَا إِيهَانٍ ١. آيين جهاد/ ٦٤ آمادگى نظامى:
اهميت ٥ پيروزى:
عوامل ٤ خداوند:
امدادهاى ٢ دشمنان:
پرهيز از سازش با ١؛ آثار سستى در برابر ٣ سستى:
آثار ٣ عراق:
صفات مردم*
مجاهدان:
ياور ٢ خطبه ٢٥ ١٠- ١٠- مَا هِيَ إِلَّا الْكُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا إِنْ لَمْ تَكُونِي إِلَّا أَنْتِ تَهُبُّ أَعَاصِيرُكِ فَقَبَّحَكِ اللَّهُ! وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِرِ:
لَعَمْرُ أَبِيكَ الْخَيْرِ يَا عَمْرُو إِنَّنِي عَلَى وَضَرٍ مِنْ ذَا الْإِنَاءِ قَلِيلِ ثُمَّ قَالَ (ع) أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الَيمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتَماعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِي بِكُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِي فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ.
هُنَالِكَ لَوْ دَعَوْتَ أَتَاكَ مِنْهُمْ فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَمِيمِ اكنون جز شهر كوفه در دست من باقى نمانده است، كه آن را بگشايم يا ببندم. اى كوفه! اگر فقط تو براى من باشى، آن هم برابر اين همه مصيبتها و طوفانها، چهرهات زشت باد!. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد: «به جان پدرت سوگند اى عمرو كه سهم اندكى از ظرف و پيمانه داشتم».
سپس ادامه داد: به من خبر رسيده كه بُسر بن ارطاة بر يَمَن تسلّط يافته. سوگند به خدا مىدانستم كه مردم شام به زودى بر شما غلبه خواهند كرد. زيرا آنها در يارى كردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقيد! شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند!. آنها نسبت به رهبر خود امانتدار و شما خيانتكاريد؛ آنهادر شهرهاى خود بهاصلاح و آبادانى مشغولند و شما به فساد و خرابى؛ (آنقدر فرومايهايد) اگر من كاسه چوبىآب را بهيكى از شماها امانت دهم، مىترسم كهبند آن را بدزديد.