جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٧
حَيَاةً خَالِدَةً وَ لَيسَتِ الحَيَاةُ مَعَ الذُّلِّ الّا المَوتَ الَّذى لا حَيَاةَ مَعَهُ، أَفَبِالْمَوتِ تُخَوِّفُنِى، هَيْهَاتَ طَاشَ سَهْمُكَ وَ خَابَ ظَنُّكَ لَستُ اخافُ الْمَوتَ، انَّ نَفْسى لَاكْبَرُ مِنْ ذلِكَ وَ هِمَّتى لِأَعَلَى مِنْ أَنْ احمِلَ الضَّيْمَ خَوفاً مِنَ الْمَوتِ وَ هَلْ تَقدِرُونَ عَلَى أَكْثَرَ مِنْ قَتْلِى؟! مَرحَباً بِالْقَتْلِ فِى سَبِيلِ اللَّهِ، وَلكنَّكُم لاتَقْدِرُونَ عَلَى هَدْمِ مَجْدِى وَ مَحْوِ عِزِّى وَ شَرَفِى فَاذاً لا ابالى بِالْقَتلِ.
«من آن نيستم كه از مرگ بترسم، هر مرگى در راه رسيدن به عزت و احياى حق چه آسان است، مرگ در راه عزت اسلام جز زندگى جاويد نيست و زندگى با ذلت جز مرگى كه از زندگى تهى است نخواهد بود.
آيا از مرگم بيم مىدهى؟ هيهات كه نشانت نگرفت و پندارت ناكام ماند. من آن نيستم كه از مرگ بهراسم. روحم برتر و همتم والاتر از آن است كه از بيم مرگ به زير بار ذلّت روم. آيا شما به بيشتر از كشتن من توان داريد؟! خوشا به مرگ در راه خدا! شما نمىتوانيد مجد و عزّت و شرف مرا نابود كنيد. پس مرا از كشته شدن چه باك؟! ١. مرگ در راه عزت اسلام، زندگى جاويد: در مسير كربلا، حرّ، فرمانده لشكر يزيد، راه را بر امام حسين (ع) بست و به وى گفت: اگر جنگ كنى، كشته خواهى شد! امام (ع) در پاسخ فرمود: آيا مرا از مرگ مىترسانى؟! روحم برتر از آن است كه از بيم مرگ به زير بار ستم برود. خوشا مرگ در راه خدا! مرگى كه در راه عزت و احياى حق باشد، زندگى جاويد است.
لَيسَ شَأنى شَأنَ مَنْ يَخافُ المَوْتِ ... مَرحَباً بِالْقَتْلِ فِى سَبِيلِ اللَّهِ ...
شهادت:
آثار ١ جهاد در آيينه روايت(ج١) ٣٩٦ روايت ٢٨٩ ص : ٣٩٤ فرمانده كل قوا (امام حسين (ع)):
شهادتطلبى ١