جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩١
به خدا سوگند كه او [طلحه] در جريان عثمان در اين سه زمينه بايسته، هيچ اقدامى نكرد:
اگر پسر عفان ستمگر بود- كه خود نيز بر اين باور بود- مىبايستى كشندگانش را يارى دهد و يارانش را طرد كند.
اگر مظلوم بود، سزاوار بود كه از مدافعان و توجيه كنندگان كارهاى او باشد.
اگر مواضع و عملكردش در كنام شك بود، مىبايستى كنارهگيرى كند و در كنج عزلت بى حركت بماند و مردم را با او واگذارد.
اما او هيچ يك از اين سه را بر نگزيد و راهى را پوييد كه مدخل آن ناشناخته باشد و هيچ توجيه درستى ندارد.
حضرت على (ع) در اين خطبه، چهره واقعى يكى از دشمنان خويش يعنى طلحه را ترسيم مىكند. ابن ابى الحديد مىنويسد: طلحه تا سه روز مانع دفن عثمان شد و افرادى را مأمور كرد تا با سنگ باران كردن خانه عثمان، مانع دفن او شوند كه سرانجام با دخالت امام (ع) او را دفن كردند. ١ ١. شرح ابن ابى الحديد ٩/ ٢٢٣.
١. شجاعت اميرمؤمنان (ع): آن حضرت هيچ گاه از روبهرو شدن با دشمنان اسلام مرعوب نمىشد و هراسى به دل راه نمىداد و مىفرمود: من هرگز با جنگ تهديد نشده و از زخمهاى شمشير نهراسيدهام! وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ وَ لَا أُرَهَّبُ بِالضَّرْبِ ٢. خداباورى اميرمؤمنان (ع): امام على (ع) بالاترين معرفت را نسبت به خدا داشت و خداباورى بر سراسر وجودش پرتو افكنده بود، و توكل اشعهاى از آن بود؛ پيروزى را تنها از آن خدا مىدانست و جز بر خدا، بر هيچ كس و هيچ چيز توكل نمىكرد.
وَ أَنَا عَلَى مَا قَدْ وَعَدَنِي رَبِّي مِنَ النَّصْرِ ٣. استفاده از نيرنگ و خدعه، تاكتيك دشمنان اسلام: چون طلحه، خود متّهم به قتل عثمان بود، دست به فرافكنى زده، به ايجاد جنگ جمل اقدام كرد تا حقايق را بپوشاند و اذهان را از قضاياى اصلى منحرف كند. امّا اميرمؤمنان (ع) با تبيين قضايا، اين تاكتيك طلحه را نقش بر آب كرد و فرمود: