جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٤
داستان پيمان شكستن و موضعگيرى ستيز جويانهتان با من، روشنتر از آن است كه از يادش ببريد، با اين همه من مجرمتان را عفو كردم و شمشير از فراريانتان برداشتم و بازآمدگان را پذيرفتم.
ما اگر جريانهاى هلاكت آور، و سبك مغزىهاى ستمگرانه، شما را به موضعگيرى و ستيز با من بكشاند، آنگاه اين منم با اسبهايى زين شده و اشترانى مجهز.
كه اگر از حركت به سوى خود ناگزيرم كنيد، چنان صحنه نبردى بسازم كه در مقايسهاش روز جمل، ليسيدنى بيش نباشد. بى آن كه امتياز عناصر فرمانبردارتان را ناشناخته گذارم و حق نصيحت گرانتان را ناديده گيرم، كه هرگز، حساب متهمان را با بى گناهان و حساب پيمان شكنان را با وفاداران درنياميزم.
حضرت على (ع) وقتى كه براى قلع و قمع فتنهگرها و آشوبگرىهاى ابن خضرمى روانه بصره شدند، اين نامه را براى اهل بصره نوشتند. ١ كه مقام و هيبت رهبرى در نظام اسلامى از آن مشهود است.
١. مصادر نهج البلاغه ٣/ ٢٧٩ و ٢٨٠.
١. اتمام حجت بر دشمن: امام (ع) در اول اين نامه گناهان مردم بصره را به آنان خاطرنشان كرده تا اگر بخواهد آنان را مجازات كند، حجت داشته باشد. ١ وَ قَدْ كَانَ مِنِ انْتِشَارِ حَبْلِكُمْ وَ شِقَاقِكُمْ ...
١. شرح ابن ميثم ٤/ ٧٧١.
٢. پيمان شكنى مجوز جنگ: حضرت اولين گناه اهل بصره را پيمان شكنى آنها برشمرده و تقدم ذكر اين گناه بر گناهان ديگر نشان بزرگى گناه است؛ لذا كلام حضرت با اين پيش فرضى كه براى جنگ حركت كردهاند مىتواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه يكى از علل حركت ايشان براى جنگ بهبصره سركوبى پيمان شكنان مىباشد.
قَدْ كَانَ مِنِ انْتِشَارِ حَبْلِكُمْ ٣. عفو و گذشت دشمن در صورت پشيمانى از جنگ: حضرت پس از آن كه گناه اهل بصره را به آنان گوشزد كرد،