جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٦
عمرو بن خالد مىدهد، اين نكته را نيز شايد در نظر داشته باشد كه با اين سخن خود، قصد دارد تصريح كند كهفرماندههم همچون ساير سپاهيان در همان مسيرى گام خواهد برداشت كه سپاهيان برداشتهاند و اين چنين نيست كه پس از شهادت اصحاب، تن به ذلت اسارت دهد يا ننگ صلح با دشمن را پذيرا شود.
فَانَّا لاحِقُونَ بِكَ عَنْ سَاعَةٍ.
امام حسين (ع):
فداكارى ياران ١ عمرو بن خالد الصيداوى:
فداكارى ١ فرمانده كل قوا (امام حسين (ع)):
سازشناپذيرى ٢؛ علاقه به ١ مجاهدان:
فداكارى ١ روايت ٤٢٤ ١٧٠- ١٧- يَا بُنَىَّ اصْبِر قَليلًا تَلقَى جَدَّكَ مُحَمَّداً المُصْطَفى (ص) فَيَسْقِيَكَ شَرْبَةً لَاتَظْمَا بَعْدَهَا أَبَداً.
(احمد بن حسن بن على (ع)- كه هفده ساله بود- به ميدان آمد و قهرمانانه جنگيد و تعدادى از دشمنان را كشت و در حالى كه ديدگانش از تشنگى گود افتاده بود به سوى امام (ع) برگشت و عرض كرد: عموجان! آيا آبى هست تا با آن بر دشمنان خدا و رسول خدا (ص) توان گيرم؟)
امام (ع) فرمود: «فرزندم! اندكى ديگر صبر كن تا جد خود محمد مصطفى (ص) را ديدار كنى و او تو را شربتى بياشامد كه پس از آن هرگز تشنگى نيابى» (و او بار ديگر بر دشمنان حمله كرد و عده زيادى را كشت و سرانجام به شهادت رسيد.)
١. درخواستهاى مؤمنان در صحنه نبرد: به منظور تقويت خويش براى نبرد با دشمن، احمد بن حسن بن على (ع) آنگاه كه بر اثر جهاد تشنگى بر او فشار مىآورد،