جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٣
بينگارند، چه در ميان اينان كسانى هستند كه در ميان شما حرام نوشيدهاند و حد خوردهاند، و نيز كسانى كه اسلام را گاهى پذيرا شدند كه بر سفرهاش نشستند. اگر اين نگرانى نبود، گردآوردن و برانگيختن و سرزنش و هشدارتان را چنين فراوان و به تكرار نمىكوشيدم و چون پا پس كشيدن و سستىتان را مىديدم، رهاتان مىكردم.
آيا پيرامونتان مرزها را نمىبينيد كه پىدرپى فرو مىكشند و شهرهاتان كه يكى پس از ديگرى گشوده مىشود؟ دستاورد ساليانتان به چنگ دشمن مىافتد و سرزمينتان ميدان تاخت و تازشان باشد؟
خدايتان بيامرزاد، پيكار با دشمن را فراهم آييد و حركت كنيد، به زمين نچسبيد كه به مغاك زبونى درافتيد و پستترين دستاورد را نصيب بريد. بى گمان مرد جنگ بيدار و هوشيار باشد و هر آن كه بخوابد، بايد بداند كه دشمنش در كمين او، خفته نماند. والسلام.
حضرت اين نامه را توسط مالك براى مردم مصر فرستاده و درباره كيفيت پذيرش خلافت و نيز انگيزه موضعگيرى خود در برابر دشمنان، نكاتى را يادآور شده است.
١. شجاعت نيروها، برخاسته از بصيرت آنان: آن كس كه حقانيت خويش و گمراهى دشمن برايش آشكار باشد، از هيچ چيز نمىترسد، حتى اگر يك تنه باشد و در مقابل دشمن- ولو انبوه باشند خواهد ايستاد. امام مىفرمايد: به خدا سوگند، اگر تنها با دشمنان روبهرو شوم، در حالى كه آنان تمام روى زمين را پر كرده باشند، نه باكى داشته و نه مىهراسم! من به گمراهى آنان و هدايت خود كه بر آن استوارم، آگاهم و از طرف پروردگارم به يقين رسيدهام. ١ إِنِّي وَ اللَّهِ لَوْ لَقِيتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ إِنِّي مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ وَ الْهُدَى الَّذِي أَنَا عَلَيْهِ لَعَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ نَفْسِي وَ يَقِينٍ مِنْ رَبِّي ١. جهاد زنجانى/ ٧٤.