جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٤
بِلِسَانٍ وَ لَا بِيَدٍ دَعْ مَا أَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِثْلَ الْعِدَّةِ الَّتِي دَخَلُوا بِهَا عَلَيْهِمْ آنان بر من خروج كردند، در حالى كه ناموس رسول خدا را- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- به همراه خود مىكشيدند، به گونهاى كه كنيزكان را براى فروش به بازار مىكشند، و بدين صورت به بصره روى كردند. آن دو، زنان خويش را در خانههاشان حبس كردند، اما همسر رسول خدا را- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- به بصره بردند و در نشانه ديد خويش و ديگران قرار دادند، در لشكرى كه يكايكشان به اطاعت من تن داده بودند و داوطلبانه و بىهيچ اجبار و تحميلى با من بيعت كرده بودند.
بدين وضع بر كارگزار من و خزانهداران بيتالمال مسلمانان، و مردم آن سامان يورش بردند، گروهى را در زندان و زير شكنجه كشتند و ديگرانى را با تزوير و ناجوانمردى به قتل رساندند.
به خدا سوگند، كه اگر اينان تنها يك نفر از مسلمانان را به عمد و بىگناه كشته بودند، كشتن تمام لشكرشان مرا روا بود، چرا كه همگيشان در آن جنايت حضور داشتند و با زبان و دست به هيچ گونه دفاعى بر نخاستند.
بگذريم كه اين جنايتكاران به شمار افراد مهاجم خويش، مسلمانان بىگناه را كشتهاند.
حضرت على (ع) اين خطبه را درباره اوضاع و حوادثى بيان فرموده كه بعد از وفات پيامبر (ص) واقع شد. اين خطبه ماندگار در تاريخ، سه بخش دارد: بخش اول راجع به خلافت است كه در گفت و گو با يكى از اعضاى شوراى عمر، به نام سعد بن ابى وقّاص بيان فرموده و قسمت دوم، شكايت از قريش و طرفداران آنان است كه حق او را غصب كرند. بخش سوم درباره اصحاب جمل و جنگ جمل مىباشد. در