جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
نيروهاى تحت امر خود را نشناسد و با تكيه به سخنان فريبكارانه آنان وارد نبرد شود، دچار شكست خواهد شد. در اين صورت بهكسى مىماند كهبا سلاحى كهنه و فرسوده به ميدان نَبرد برود يا بخواهد با تبر و كمان شكسته به سوى دشمن تيراندازى كند.
الْمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ وَ مَنْ فَازَ بِكُمْ فَقَدْ فَازَ وَ اللَّهِ بِالسَّهْمِ الْأَخْيَبِ وَ مَنْ رَمَى بِكُمْ فَقَدْ رَمَى بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ ٧. سرزنش نيروها و ياد گذشته، روشى براى تنبّه و بازگشت: امام (ع) با كوفيان به گونهاى سخن مىگويد كه گذشتهشان را يادآور شده متوجه تغييرشان شوند. (شايد كه دوباره عهد خود را با امام تجديد كنند و به راه راست آيند.)
مَا بَالُكُمْ؟ مَا دَوَاؤُكُمْ؟ مَا طِبُّكُمْ؟
٨. شناخت توانمنديهاى دشمن، موجب تقويت روحيه رزمندگان: شناخت توان دشمن و اين كه از لحاظ نيرو و تجهيزات هيچ برترى و شاخصهاى بر نيروى خودى ندارد، موجب فرو ريختن ترس و دلهره و تقويت روحيه مىگردد. امير مؤمنان (ع) خطاب بهكوفيان مىفرمايد: مردم شام نيز مثل شما هستند، نه قدرتِ برترى دارند و نه سلاح.
الْقَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُكُمْ ٩. اميدوارى رزمندگان فقط بايد خدا باشد: امام على (ع) به كوفيان يادآور مىشود كه تنها بايد به خدا اميدوار بود و از او يارى خواست. چرا به غير خدا اميدوار شدهايد؟! وَ طَمَعاً فِي غَيْرِ حَقٍّ؟! ١٠. تقوى، بهترين خصيصه رزمنده: يك رزمندهمسلمان در همهكارها و گفتارهاى خود، خدا را حاضر مىبيند و همين امر، اطاعت امر او را در كارهاى سختى چون جهاد، آسان مىسازد. امير مؤمنان (ع) به كوفيان مىفرمايد: آيا سزاوار است غفلت همراه با بى پروايى داشته باشيد؟! وَ غَفْلةً مِنْ غَيْرِ وَرَعٍ اختلاف:
زيانهاى ١ اميدوارى:
مجاهدان ٩