جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
نماناد! از پس ايمانم به خداوند، و جهاد دوشادوشم با رسول خدا- كه درود خدا بر او و بر خاندانش باد- كفر خويش را گواهى دهم؟
اگر به چنين خواستى تن سپارم خويشتن را به مغاك گمراهى فرو كشانم و در صف هدايت يافتگان، جايگاهى ندارم.
اينك به بدترين جايگاه بازگرديد و در گامجاى پيشين خويش به واپس گراييد.
زنهار كه آن چهپس از من فرا روى داريد، ذلّتى است فراگير همگان، شمشيرى برّان، و هم خودكامگى خودكامگان، چونان سنت ديرپاى ستمگران.
روى سخن امام در اين كلام، با مارقين (خوارج) است كه پس از جريان حكميّت، تحت عنوان «پايان دادن به جنگ و پاسخ مثبت دادن به كسانى كه مسلمانان را به حكميّت قرآن فرا مىخواندند»، بر امام تحميل شدند. خوارج بر امام شوريدند و قبول حكميت را از طرف امام، گناه شمردند.
به همين دليل امام را تكفير كردند و از امام خواستند كه براى جبران آن، توبه كند! كه قبول اين كار، خود اعتراف به گناه و كفر بود. اين نوع برخورد و قضاوت بر پايه ديدگاه تنگنظرانه و نامعقولى بود كهخوارج در اعتقاد انحرافى خود سخت بدان پايبند بودند كه هر لغزشى گناه، و هر گناهى كفر است، مگر آنكه توبه كند! حضرت با بيان اين خطبه، به آنان پاسخ مىدهد. ١ ١. جهاد، عميد زنجانى، ٤٠- ٤١.
١. سابقه ايمان و جهاد فرمانده كل قوا: امام (ع) در مقابل خواسته نا به جاى خوارج، به سابقه ايمان و جهاد خويش به همراه رسول خدا (ص) اشاره مىكند. ١ أَبَعْدَ إِيمَانِي بِاللَّهِ وَ جِهَادِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَشْهَدُ عَلَى نَفْسِي بِالْكُفْرِ ١. جهاد/ ٤٠.
٢. نفرين امام به خوارج و پيشبينى آينده آنان: امام (ع) وقتى حجت را بر آنان تمام مىنمايد و از هدايت خوارج نا اميد