جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٤
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ ١. شرح خويى ٨/ ١٧٥.
٣. اعلام آتشبس موقت از سوى فرماندهى براى اصلاح: گاه فرماندهى براى ايجاد فرصت لازم در بين نيروها به متاركه موقت جنگ فرمان مىدهد تا در پناه آن، افرادى كه به دنبال حق هستند، راه درست را بيابند و از ترديد به در آيند و آنان كه در جبهه حق هستند، در مسير خود پايدارتر شوند. بنابراين در امور مهمى همچون جنگ و صلح، نبايد- مانند خوارج- شتابزده عمل كرد. ١ وَ أَمَّا قَوْلُكُمْ لِمَ جَعَلْتَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ أَجَلًا فِي التَّحْكِيمِ فَإِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِكَ لِيَتَبَيَّنَ الْجَاهِلُ وَ يَتَثَبَّتَ الْعَالِمُ ١. شرح جعفرى ٢٢/ ٩٦- ٩٧؛ شرح خويى ٨/ ١٨٠.
٤. احساس مسئوليت رزمندگان: رزمندگان اسلام، با احساس مسئوليت در دفاع از حق، قاطعانه در برابر آنانى كه از دين خارج شدهاند، بايستند و با آنان نبرد كنند. رزمندگان اسلام، چون در جبهه حق هستند، نبايد نگران سختىهاى جنگ و يا پيامدهاى ناگوار آن باشند. ١ إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ كَانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ أَحَبَّ إِلَيْهِ ... مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنْ جَرَّ إِلَيْهِ فَائِدَةً وَ زَادَهُ ١. آيين جهاد/ ٣٠.
٥. وجوب جهاد با منحرفان: اگر گروهى، از حق رويگردان شده به ستمگرى روى آورند و حاضر به پذيرفتن حكومت عدل اسلامى نشوند- مانند معاويه و يارانش- در جنگ با آنان نبايد لحظهاى درنگ كرد! ١ اسْتَعِدُّوا لِلْمَسِيرِ إِلَى قَوْمٍ حَيَارَى عَنِ الْحَقِّ لَا يُبْصِرُونَهُ ... نُكُبٍ عَنِ الطَّرِيقِ ١. شرح خويى ٨/ ١٨٠؛ شرح جعفرى ٢٢/ ١٠٤.
٦. توبيخ فراريان از جبهه حقّ: عدهاى از نيروها به دليل ضعف ايمان، پس از روشن شدن شعله جنگ، حمله كوتاهى كرده، عقبنشينى مىكنند. به چنين افرادى نمىتوان اعتماد كرد و جبههاى را به آنان سپرد و يا رازى از اسرار نظامى را به آنان گفت.
مَا أَنْتُمْ بِوَثِيقَةٍ يُعْلَقُ بِهَا وَ لَا زَوَافِرِ عِزٍّ يُعْتَصَمُ إِلَيْهَا ... وَ لَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النَّجَاءِ ١. شرح جعفرى ٢٢/ ١٠٥؛ شرح خويى ٨/ ١٨٠.