جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٧
دست ديگران كار به سرانجام رسد، چونان كه كسى نپرسد، فلانى كجا باشد؟ به خدا سوگند جنگى كه ما در پيش داريم، حق است و همراهى با صاحب حق. ومرا چه باك كه بى دينان چه نقشى بازى كنند والسلام.
در آستانه جنگ جمل، در سال ٣٦ هجرى به حضرت خبر رسيد كه ابوموسى اشعرى، فرماندار كوفه، مردم را از شركت در جنگ جمل و پشتيبانى از سپاهيان امام باز مىدارد، امام (ع) اين نامه را خطاب به وى نوشت.
١. عزل مسئولان متمرد در شرايط جنگى: حضرت وقتى سخن ابوموسى را مىشنود كه مردم كشور اسلامى را از همراهى با حضرت باز مىدارد و جنگ با بغات (اهل جمل) را جايز نمىشمارد، او را بركنار مىكند. ١ فَإِذَا قَدِمَ رَسُولِي عَلَيْكَ فَارْفَعْ ذَيْلَكَ وَ اشْدُدْ مِئْزَرَكَ ١. خويى ٢٠/ ٣٦٦.
٢. روشنگرى نيروهاى سست عنصر و مخالف: حضرت به صورت مفصل قبل از اين كه ابوموسى اشعرى را از سمتش عزل كند، به ارشاد وى مىپردازد و او را از عواقب كنارهگيرىاش آگاه مىكند و او را به پيوستن به سپاه دعوت مىنمايد. ١ فَإِنْ حَقَّقْتَ فَانْفُذْ ١. ر. ك: خويى ٢٠/ ٣٦٦.
٣. اهميّت مقابله با جنگهاى داخلى و آشوبگران: ابوموسى بروز جنگ جمل را بىاهميت دانسته بود و تصور مىكرد خودبهخود و بر اثر مرور زمان اين غائله فرو خواهد نشست. حضرت تصريح مىكند اين آشوب آنچنان كه تصور كردهاى ساده نيست، پس معركه سختى است كه بايد آن را حل كرد و بر اوضاع مسلط شد.
وَمَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى الَّتِي تَرْجُو وَلَكِنَّهَا الدَّاهِيَةُ الْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَيُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا ٤. اعلام بىنيازى سپاه اسلام از نيروهاى سست عنصر: حضرت قبل از عزل ابوموسى از سمت خود، به وى صريحاً مىفرمايد: الحاق به سپاه اسلام به نفع خود تو است، والا جنگ را ديگران با موفقيت به