جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
تَدَعُ وَرَاءَكَ مِنَ الْعَوْرَاتِ أَهَمَّ إِلَيْكَ مِمَّا بَيْنَ يَدَيْكَ إِنَّ الْأَعَاجِمَ إِنْ يَنْظُرُوا إِلَيْكَ غَداً يَقُولُوا هَذَا أَصْلُ الْعَرَبِ فَإِذَا اقْتَطَعْتُمُوهُ اسْتَرَحْتُمْ فَيَكُونُ ذَلِكَ أَشَدَّ لِكَلَبِهِمْ عَلَيْكَ وَ طَمَعِهِمْ فِيكَ فَأَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ مَسِيرِ الْقَوْمِ إِلَى قِتَالِ الْمُسْلِمِينَ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ هُوَ أَكْرَهُ لِمَسِيرِهِمْ مِنْكَ وَ هُوَ أَقْدَرُ عَلَى تَغْيِيرِ مَا يَكْرَهُ وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ عَدَدِهِمْ فَإِنَّا لَمْ نَكُنْ نُقَاتِلُ فِيَما مَضَى بِالْكَثْرَةِ وَ إِنَّمَا كُنَّا نُقَاتِلُ بِالنَّصْرِ وَ الْمَعُونَةِ.
اين جريان، نه چنان است، كه پيروزى و شكست آن به كمبود و افزونى نيرو وابسته باشد، چرا كه اسلام كيشى الهى است و طرفدارانش لشكريان حق، كه خداوند، خود ياريشان مىرساند تا به هدفى كه مقدر است دست يابند و فروغى كه براى بعثت معين شده است، تا هر آن جايى كه بايد، پرتو افكن شود.
و تكيه ما بر وعده الهى باشد، و خداوند وعده خويش را تحقق مىبخشد، و به لشكريان خويش يارى مىرساند.
كسى كه سرپرستى نظامى را عهدهدار است، درست همانند رشتهاى است كه مهرهها را نظام مىبخشد، و تا رشته بگسلد، تمامى مهرهها پراكنده شوند و چه بسا كه ديگر هرگز فراهم نيايند.
امروز گرچه عرب- در كميت- نيروى ناچيزى است، اما به يمن اسلام، نيرويى توانمند است كه در پرتو وحدت، شكستناپذير است.
پس، تو همچنان محور باش، و با نيروى عرب گردونه اين نظام را به گردش وادار، و بى آن كه خود در جبهه حضور يابى، آتش نبرد را بيفروز. چرا كه با كوچ تو از اين سرزمين، اندك اندك نيروى عرب- در گوشه و كنار و به زيان تو- درهم شكند، تا جايى كه اخبار سرى كه فراپشت دارى، از جنگ كه فرا روى تو است، اهميتى افزونتر مىيابد.