جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٨
با دشمن و يا متاركه موقت پيش آمده بود، توجيه گردند. اين بهترين شيوهبراى فرماندهان ارشد لشكر اسلام در همه زمانهاست. چرا كه با زور و دستگيرى و زندان نمىتوان يك فكر را در ارتش از بين برد. ١ أَ كُلُّكُمْ شَهِدَ مَعَنَا صِفِّينَ؟ فَقَالُوا مِنَّا مَنْ شَهِدَ وَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَشْهَدْ قَالَ: فَامْتَازُوا فِرْقَتَيْنِ ١. شرح خويى ٨/ ١٤٤.
٢. وجوب تبعيت از فرمانده كل قوا: در هر زمان فرمانده نيروها را براى توجيه امرى فرا بخواند، بر نيروهاست كه اطاعت و پيروى كنند و تخطى ننمايند و با جان و دل سخن فرمانده خود را بشنوند كهبه مصلحت اسلام و مسلمانان مىباشد. ١ أَمْسِكُوا عَنِ الْكَلَامِ وَ أَنْصِتُوا لِقَوْلِي وَ أَقْبِلُوا بِأَفْئِدَتِكُمْ إِلَيَ ١. شرح خويى ٨/ ١٤٤.
٣. افشاى توطئه دشمن از ناحيه فرماندهى كل قوا: اگر زمانى دشمن توطئه و نيرنگ كند و بخواهد از راه فريب افكار، سپاهيان را به طرف خود جذب نمايد، از جمله بخواهد از مقدسترين چيزها مانند قرآن عليه قرآن و رهبر الهى استفاده كند، وظيفه فرماندهى است كه آن توطئه را افشا كند و براى مردم توضيح دهد. ١ أَ لَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ الْمَصَاحِفَ حِيلَةً وَ غِيلَةً وَ مَكْراً وَ خَدِيعَةً؛ ... فَقُلْتُ لَكُمْ هَذَا أَمْرٌ ظَاهِرُهُ إِيمَانٌ وَ بَاطِنُهُ عُدْوَانٌ ١. شرح جعفرى ٢٢/ ٥؛ شرح خويى ٨/ ١٤٤.
٤. ردّ سازش با دشمندر مرز پيروزى و اطاعت محض از فرماندهى: اگر زمانى از طرف دشمن، سازش خفتبارى پيشنهاد شد كه در آينده پشيمانى به بار مىآورد، فرماندهى بايد نيروها را به استقامت و پايدارى بخواند و نيروها به جهاد خود ادامه دهند و به زمزمههاى سازش اعتنايى نكنند.
لذا امام مىفرمايد: «ظاهر اين توطئه ايمان، باطن آن دشمنى و آغاز آن رحمت و پايان آن پشيمانى است. پس به مبارزه ادامه دهيد و از راه خودش منحرف نشويد و به فريادها گوش ندهيد.» ١ هَذَا أَمْرٌ ظَاهِرُهُ إِيمَانٌ وَ بَاطِنُهُ عُدْوَانٌ وَ أَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ آخِرُهُ نَدَامَةٌ فَأَقِيمُوا عَلَى شَأْنِكُمْ وَ الْزَمُوا طَرِيقَتَكُمْ وَ عَضُّوا عَلَى الْجِهَادِ بَنَوَاجِذِكُمْ وَ لَا تَلْتَفِتُوا إِلَى نَاعِقٍ نَعَقَ ١. شرح خويى ٨/ ١٤٤، شرح جعفرى ٢٢/ ١٤٤.