جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٣
از خون و خونريزى ناروا سخت بپرهيز كه آن به خشم خدا نزديكترين باشد و بزرگتر كيفرى را پىآمد دارد و هم زوال نعمت و سرنگونى را زمينه سازترين باشد. و خداوند سبحان در روز قيامت خود- بدون دادخواست- بر خونهاى به ناحق ريخته بندگانش حكم مىكند. پس به هيچ روى با ريختن خون حرام، پايههاى فرمانروايى خويش را استوار مكن، كه اين از عوامل ناتوانى و سستى، و حتى نابودى و از دست رفتن فرمانروايى است. و در مورد قتل عمد، هيچ عذرى در نزد خدا و من پذيرفته نيست، چرا كه در اينباره قصاص رقم خورده است. با اين همه اگر به خطا دچار شدى و در كيفر تازيانه، شمشير يا دستت تو را به تندروى كشاند- كه گاه مشتى سبب قتلى مىشود، چه رسد به بيش از آن- مباد كه غرور قدرت از پرداخت خونبها به اولياى مقتول بازت دارد و به سركشى دچارت كند ... و اينكه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگارى ختم فرمايد.
اين نامه را حضرت به مالك اشتر بههنگام نصب او بهفرماندارى مصر، نوشت.
نامه حاضر از جامعترين دستورات حضرت پيرامون كشوردارى و طولانىترين نامه نهجالبلاغه است.
١. جهاد با دشمن، از وظايف اصلى زمامداران: حضرت در ابتداىنامه مىفرمايد:
او را والى مصر كردم تا ماليات را جمع آورى كند و با دشمان به مبارزه برخيزد. ١ وَ جِهادَ عَدُوِّهَا ...
١. شرح ابن ابىالحديد ١٧/ ٣١.
٢. توده مردم، ذخيره اسلام در دفاع همه جانبه: حضرت مىفرمايد: سعى كن كارهايت در جهت جلب رضايت عموم باشد نه خواص؛ چون خواص مخارجشان زيادتر است و در هنگام سختى، كمك كمترى