جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩٨
مىدانم، اكنون نگران شمايم (شما را آزاد گذاردم) همه با آسودگى رهسپار شويد كه از جانب من بر شما بيعتى نيست. اين شب است كه شما را فرا گرفته، آن را مركب راهوار خود گيريد (و برويد).
زيرا اين مردم آهنگ مرا دارند. چنانچه بر من دست يابند از ديگران چشم مىپوشند.» عرض كردند: نه به خدا سوگند، اين نشدنى است. فرمود: «فردا شما همچون من كشته خواهيد شد كسى نجات پيدا نمىكند.» عرض كردند: سپاس خدا را كه به ما شرافت شهادت در ركاب شما را عطا كند. سپس امام (ع) (ايشان را) دعا كرد و فرمود: «اينك سر برداريد و بنگريد» پس جاها و منزلهاى بهشتى خود را ديدند.
امام (ع) فرمود: «فلانى! اين منزل توست، فلانى! اين قصر توست، فلانى! اين درجه (و مقام) توست» (از اين رو (روز عاشورا) هركسى با سينه و صورت خود به استقبال نيزهها و شمشيرها مىرفت تا به منزل بهشتى خود برسد.)
جنگ در كربلا، از روز نهم محرم، به روز دهم محول شد. چون شب عاشورا نزديك شد، امام حسين (ع)، اصحاب خود را جمع و براى آنان سخنانى ايراد كرد و در ضمن آن از وفادارى اصحابش تجليل نمود و از آنها خواست كه از تاريكى شب استفاده كرده، از معركه دور شوند.
١. بصيرت، خصوصيت مهم سپاه اسلام و فرماندهان: حضرت در آغاز اين سخنان، خداوند را ستايش كرده و از اينكه در جمع مشركان قرار نگرفته خدا را شاكر است. آنگاه از همگان بيعت را برداشته و از آنها مىخواهد كه صحنه جنگ را ترك گويند. در ادامه مىفرمايد: «آنها با من كار دارند و اگر شما صحنه را ترك كنيد با شما كارى ندارند.» حضرت در ضمن اين بيان، بصيرت خود به هدف دشمن و ايده خويش را ترسيم مىكند. اما كسى آن شب صحنه را ترك نمىكند و همه اصرار بر ماندن و