جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٤
حضرت پساز اطلاع يافتن از فرار جمعى از مردم مدينه در سال ٣٧ هجرى به سمت معاويه، نامهاى به والى مدينه «سهل بن حنيف انصارى» نوشت.
١. لزوم تقويت روحيه فرماندهان ميانى در شرايط حساس: حضرت با ارسال اين نامه، روحيه فرماندار مدينه را تقويت كرده، اعلام مىكند هيچ اندوهى از فرار آنها به دل راه مده؛ چرا كه آنها اهل دنيا بودند و از حق به سوى باطل گريختند. ١ فَلَا تَأْسَفْ عَلَى مَا يَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ ...
١. ر. ك: خويى ٢٠/ ٣٩٥.
٢. ايمان به حقانيت خويش، از خصوصيات مبارزان راستين: حضرت تأكيد مىكند ما برحقيم و آنها از حق به باطل گريختهاند.
فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَى وَ الْحَقِ ٣. اميد به نصرت خداوند، از خصوصيات مبارزان راستين: حضرت اظهار اميدوارى مىكند كه خداوند مشكلات جبهه حقّ را حل كند و سختىها را هموار سازد.
وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْأَمْرِ أَنْ يُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ وَ يُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ ٤. دنياطلبى و عدالت ستيزى، عامل پناهندگى به دشمن: حضرت در اين نامه ضمن دلدارى به عامل خويش، علت اصلى فرار و پناهندگى جمعى از مردم مدينه به دربار معاويه را دنياطلبى، حق گريزى و عدالت ستيزى و افزونطلبى آنها مىداند.
حضرت در ترسيم روحيات اخلاقى آنها مىفرمايد: به راستى آنها عدل را شناختند و آن را ديدند و شنيدند و در خود نگاه داشتند و دانستند كه همه مردم در برابر آن در رسيدن به حق مساوى هستند. اما چون به عدل و حق راضى نبودند به سوى كسى گريختند كه عدل را زير پا گذاشته و خود را بر ديگران برترى مىدهد و بهره وافرى از حق ديگران را به خود اختصاص مىدهد. پس رحمت خدا از چنين كسانى دور بماناد! قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ ... فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً تقويت روحيه:
فرمانده ميانى ١؛ عوامل ٤