جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
بازمىگرديد مانند ماران، كژ و كوژتان مىبينم. كژيهاى شما هر روز پيچيدهتر مىشود و توان من در راست كردنتان كاستى مىگيرد.
با شمايم، كه بى خرد و با گرايشهايى متضاد و ناهماهنگ، تنها با تنهاتان در صحنهايد و بلاى جان فرماندهان خويشايد. ياور [فرمانده] شما، فرمانبر خدا است و شما از دستورهايش سرپيچى مىكنيد، در حالى كه صاحب شاميان، با اين كه خداى را نافرمان است، آنان سر به فرمانش دارند.
چنان كه دوست مىدارم، معاويه شما را با ياران خويش مبادله كند، به سانى كه صرافان درهم را با دينار تعويض مىكنند، ده تن از شما را بازگيرد و در برابر، تنها يك مرد شامى به من دهد.
اى كوفيان، گرفتارى من با شما در دو سه چيز خلاصه شدنى است:
كرهايى صاحب گوش، گنگانى زباندار، و كورانى چشم داريد.
نه در برخوردها آزادگى و صداقتى داريد، و نه در هنگامه گرفتارى برادرانى مورد اعتماديد.
جز خاك تيره، دستاورديتان مباد، كه داستانتان، بيش از هر چيز، داستان اشتران بى صاحبى را مانَد كه از هر سو فراهمشان آرى، از ديگر سو پراكنده شون جهاد در آيينه روايت(ج١) ١٢٨ خطبه ١٠٤ ص : ١٢٦ د.
به خدا سوگند، در تصويرى كه از شما بر پردهى پندار دارم، چنانتان مىبينم كه چون پيكار اوج گيرد و شعلههاى جنگ زبانه كشد، پسر ابى طالب را در برابر دشمن، تنها، وامىنهيد، چونان زنان هرزهاى كه پرواى شرف و ناموسشان نيست.
با اين همه، من بى هيچ ترديدى، بر برهانى روشن از پروردگارم تكيه دارم و در راستاى روشن خط پيامبر خويشم، و در راه روشنى- كه چون عزيز گمشدهاى بازش يافتهام- به پيش مىتازم.