جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
مسلحانه با دشمنان خدا و عدالت و انسانيت، همان تعبيرى را به كار مىبرد كه قرآن كريم (توبه/ ٣٨- ٤١) در مورد بسيج مردم براى شركت در ميدان علم و جهاد به كار برده است و آن تعبير «نفر» مىباشد. ١ اسْتَنْفَرْتُكُمْ لِلْجِهَادِ ١. جهاد/ ٨١.
٤. لزوم توجيهنيروهاتوسط فرماندهى: رسالت آگاهىبخشى، با گفتن تمام نمىشود، بايد آگاهيهاى لازم را به گوش مردم رساند و زمينه را آنچنان آماده كرد كه سخن آگاهى بخش را بشنوند. تعبير «أَسْمَعْتُكُمْ» اشاره به اين حقيقت دارد كه امام (ع) مطالب لازم را به مردم شنوانده و در گفتار، روشى را برگزيده كه مردم سخنان آن حضرت را شنيدهاند. امّا توجه نكردن مردم و گوش ندادن آنها، مرحله جداگانهاى است كهرسالت ابلاغ را نفى نمىكند. بايد همه راههاى ممكن را در انجام وظيفه ابلاغ تجربه كرد. امام (ع) مىفرمايد: پنهان و آشكارا شما را فراخواندم، پاسخم نداديد؛ خيرخواهى نمودم و پندتان دادم، اما نپذيرفتيد. ١ وَ أَسْمَعْتُكُمْ فَلَمْ تَسْمَعُوا وَ دَعَوْتُكُمْ سِرّاً وَ جَهْراً فَلَمْ تَسْتَجِيبُوا وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَلَمْ تَقْبَلُوا ١. جهاد/ ٨١.
٥. نفاق بين نيروها، از عوامل تضعيف فرماندهى: يكى از موضوعات بسيار روشن در جنگ اين است كه دوگانگى ايمان و عمل نيروهاى جنگ، فرمانده را از انجام مسئوليت و پيشبرد هدفش بازمىدارد. هر فرمانده قدرتمند، با صلابت قاطع و شايستهاى، در برابر نافرمانى نيروهاى خود ناتوان مىگردد و طبعاً به اهداف خويش نمىرسد. امام (ع) از تغيير موضع و افكار نيروهاى خود، شكوه دارد و آنان را در راه فرمانبرى از فرمانده ثابت قدم نمىداند. ١ أُقَوِّمُكُمْ غُدْوَةً وَ تَرْجِعُونَ إِلَيَّ عَشِيَّةً كَظَهْرِ الْحَنِيَّةِ عَجَزَ الْمُقَوِّمُ وَ أَعْضَلَ الْمُقَوَّمُ ١. جهاد/ ٨٣.
٦. سرزنش و توبيخ نيروها: معمولًا ملتها از زمامدارانشان در بيماند؛ چه از دولتمردان و حاكمان ستمگر- كه ظلم، پيشه و سياستشان است- و چه از فرمانروايان عادل، چرا كه هر لحظه بيم آن مىرود كه از شيوه خود منحرف شوند. امّا چه بسا كه كار به عكس مىشود و زمامدار عادل هر لحظه بيم آن دارد كه مردمش نافرمانى كنند و به حق او ستم كنند.