جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠
گروهى از طايفه بنى ناجيه بعد از بيعت مردم بصره ياغى شده و با خوارج نهروان همدست شدند و به سوى مداين رفتند. حضرت على (ع)، معقل بن قيس را با دو هزار سرباز به جنگ آنان فرستاد. معقل با آنان در كرانههاى درياى فارس وارد نبرد شد و فرماندهشان (خرّيت بن راشد) را با تعدادى از يارانش كشت و پانصد نفر را اسير گرفت. هنگامعبور از شهرِ اردشير خُرّه، اسيران از حاكم آن- مصقله- كه عامل امير مؤمنان (ع) بود- خواستند آنان را آزاد كند.
او همبا تعهد پرداختِ فديه آنان به بيتالمال آنان را آزاد كرد. معقل به كوفه آمد و به امير المؤمنين (ع) جريان را گزارش داد. آن حضرت منتظر بود كه پول را به بيتالمال برگردانند.
پس از مطالبه از مصقله، او به كوفه آمد و تنها دويست هزار درهم آن را داد و بقيه را نتوانست بپردازد. امّا به دليل ترس از عدالت على (ع) به خاطر عدم پرداخت به بيتالمال و به اميد زيادهطلبى از معاويه، شبانه به شام نزد معاويه رفت. حضرت اين سخنان را درباره مصقلة بن هيبره شيبانى و فرار او به شام ايراد فرمود.
١. توبيخ منصفانه نيروهاى متخلّف: حضرت على (ع) مصقله را سرزنش كرد و فرمود: از رحمت الهى دور باشد! ابتدا كار خوبى انجام داد؛ چرا كه اسيران جنگى را خريد و آزاد كرد، ولى اين كه به سوى دشمن ما- معاويه- گريخت. كار او مانند كار بزرگان بى ارزش است. اگر كسى مىخواست او را ستايش كند، با كار خود زبان او را بست. ١ قَبَّحَ اللَّهُ مَصْقَلَةَ فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَ فَرَّ فِرَارَ الْعَبِيدِ ١. شرح جعفرى، ٩،/ ٣٠٢- ٣٠٦.
٢. اختيارات فرماندهى كل قوا: فرماندهى مىتواند به بدهكاران به بيتالمال، مهلت دهد تا پس از توانگرى بدهى خود را بپردازند. همان كه حضرت على (ع) فرمود:
اگر مصقله فرار نمىكرد، به او مهلت مىدادم.
وَ لَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنَا مَيْسُورَهُ وَ انْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ ٣. حكم اسيران جنگى: فرمانده عمليات با احراز رضايتِ فرماندهى كل قوا مىتواند اسيران جنگى را آزاد كند، ولى بايد فديه آنان را به بيتالمال مسلمانان واريز كند؛ چنان كه على (ع)، مصقله را به دليل آزاد كردن اسيران، مىستايد.
فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ