جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
در اطرافش مىگذشت، مطلع مىشد. به همين دليل با اطمينان خاطر به كارهاى حكومتى اشتغال داشت و از تهديدها و ترورها بيمى به خود راه نمىداد. و مىفرمود:
از سوى خداوند، سپرى نفوذناپذير مرا پاسدارى مىكند.
وَ إِنَّ عَلَيَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِينَةً ٢. زندگى و مرگ، تابع قانون الهى: همه جريانات و پديدهها، از جمله حيات و مرگ تابع سنت الهى است؛ زيرا خالقِ مرگ و زندگى خداست و پندار مردم را كه حاكم مطلق زندگى و مرگ خودشان هستند، رد مىكند. البته حفظ حيات از مخاطرات و عوامل مزاحم آن، قانون طبيعى و وظيفه آدمى است، ولى تعيين نهايى مرگ و پايان واقعى حيات در دست خدا و به اراده و مشيّت اوست. البته ممكن است مقدمه تحقّق مشيّت خداوند را خودِ انسان فراهم كند. ١ (لذا حضور در جبهه جنگ به معناى مرگ زودرس نيست.)
فَإِذَا جَاءَ يَوْمِي انْفَرَجَتْ عَنِّي وَ أَسْلَمَتْنِي ١. شرح جعفرى، ج ١٠، ص ٢٧٠.
٣. ترور صالحان، از ويژگيهاى خوارج: يكى از ويژگيهاى بارز خوارج و تفكر خوارجى در هر دوره، ترور خوبان و صالحان است.
ترور:
تهديد به ١ خداوند:
اعتماد به ١ خوارج:
ويژگىهاى ٣ سنتهاى الهى: ٢ فرمانده كل قوا (على (ع)):
تهديد به ترور ١ خطبه ٦٥ ٣٦- ٣٦- مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْيَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّكِينَةَ وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ وَ أَكْمِلُوا اللَّأْمَةَ وَ قَلْقِلُوا السُّيُوفَ فِي أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى وَ صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا وَ اعْلَمُوا