جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
ضربهاى بر پيكر او وارد سازم كه ريزه جهاد در آيينه روايت(ج١) ٧١ خطبه ٣٦ ص : ٦٩ هاى استخوان سرش را بپراكند، و بازوها و قدمهايش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.
اى مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّى واجب شده است. حقّ شما بر من، آن كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم، و شما را آموزش دهم تا بى سواد و نادان نباشيد، و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانيد. و امّا حقِّ من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد، و در آشكار و نهان برايم خيرخواهى كنيد، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نماييد و فرمان دادم اطاعت كنيد.
اين خطبه پس از جنگ با خوارج و شكست آنان در نهروان، ايراد شده است.
حضرت از نيروهاى خود خواست تا اكنون كه بر دشمن داخلى پيروز شدهاند، به سمت شام حركت كنند و با نيروهاى معاويه بجنگند. امّا سپاهيان، سرما و خستگى را بهانه قرار داده از امام خواستند تا به كوفه برگردند و پس از تجديد قوا به سمت شام حركت كنند. امام [براى تحريك و تهييج آنان] آيهاى را خواندند كه طى آن، حضرت موسى (ع) از بنى اسرائيل خواست تا وارد شهر مقدس شوند، ولى آنان ابا كردند:
«يَاقَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» (مائده: ٢١)
ولى باز هم مردم كوفهپاسخ منفى دادند.
وقتى امام مطمئن شد كه آنان به جنگ معاويه نمىروند، فرمود: «افّ بر شما! اين برخورد شما قبلًا نيز سابقه داشته است!» آنگاه پس از قرائت آياتى از قرآن كريم با ناراحتى و نارضايتى، به همراه سپاه خود به كوفه برگشتند. ١ ١. منهاج البراعة، شرح خويى ٤/ ٧٢.
١. دنياطلبى، عامل گريز از جهاد: اگر مردمى دنيا را بر آخرت ترجيح دهند، براى حفظ منافع مادى خود و نيز از دست ندادن لذّات دنيوى، از رويارويى با دشمن پرهيز