جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٨
حضرت هنگامى كه مالك اشتر را به فرماندارى مصر منصوب كرد، اين نامه را به اهل مصر نوشت.
١. احترام مبارزات بر حق گذشته امتها (بزرگداشت مبارزات گذشته): حضرت از آنها با عنوان قومى ياد مىكند كه به خاطر عصيان خداوند و حكومت ستم در زمين، خشمگين شدند و به پا خاستند. (اشاره به اعتراض آنها به عملكرد والى عثمان در مصر و حركتشان به سمت مدينه كه منجر به مرگ عثمان شد)
إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ ... يُتَنَاهَى عَنْهُ ٢. ضرورت معرفى ويژگيهاى شخصيتى و نظامى فرماندهان براى نيروهاى تحت امر: حضرت در اين نامه به ترسيم اوصاف و شايستگىهاى مالك مىپردازد. ١ فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ ... وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ ...
١. خويى ٢٠/ ٦٧.
٣. بندگى خدا، اولين شرط فرمانده لايق: حضرت براى توصيف مالك در نخستين گام او را بندهاى از بندگان خدا معرفى مىكند. اين نكتهضرورت تقوا و ايمان فرماندهان را ترسيم مىكند.
عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ ٤. ضرورت هوشيارى فرمانده در برابر تهديدها: خصوصيت بعدى مالك آن است كه در صورت وجود تهديد از ناحيه دشمن، غافل نخواهد ماند.
لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ ٥. ضرورت شجاعت فرماندهان: حضرت مىفرمايد: «مالك كسى است كه در كوران ترس و وحشت مردم، از دشمن ترس و واهمهاى نخواهدداشت.» وَ لَا يَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ ٦. قاطعيت و شدت عمل فرماندهان عليه دشمن: مالك مردى است كه بر متجاوزان و سركشان از آتش، سوزندهتر است.
أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ ٧. دعوت فرماندهان كل به اطاعت نيروها از فرماندهان ميانى: حضرت به عنوان والى و فرمانده كل حكومت اسلامى،