جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٥
امام، اندوهگين هستند، ضمن ابراز خشنودى خود از آنان، به آنها بشارت مىدهد و چنين مىفرمايد: «به خدا سوگند ساعتى ديگر چشمتان روشن و شادمان خواهيد شد.» اين بشارت حضرت، به عنوان مهمترين عامل دفع نگرانى و تشويق به جانبازى است؛ با توجه به اين كه گاه ممكن است نگرانى رزمندگان، از سختى جنگ و يا كشته شدن نيز باشد.
فَوَاللَّهِ انِّى لَارْجُو أَنْ تَكُونَا بَعْدَ سَاعَةٍ قَرْيرىِ العَيْنِ امام حسين (ع):
فداكارى ياران ١ تقويت روحيه:
عوامل ٢ مجاهدان:
فداكارى ١ روايت ٤٠٩ ١٦٩- ١٦- تَقَدَّمْ فَانَّا لاحِقُونَ بِكَ عَنْ سَاعَةٍ.
(سپس عمرو بن خالد صيدواى نزد امام (ع) آمده عرض كرد: سلام بر تو باد اى اباعبدالله! مىخواهم به ياران خود بپيوندم و نمىخواهم بمانم و تو را تنها و كشته ببينم.) امام (ع) فرمود: «برو كه ما نيز ساعتى ديگر به تو مىپيونديم» پس به ميدان آمده قهرمانانه جنگيد تا به شهادت رسيد.
١. عشق و ارادت اصحاب به امام حسين (ع): سپاه راستين اسلام آكنده از مؤمنينحقيقى سراسر شور و عشق و وفادارى و فداكارى است. عمرو بن خالد الصيداوى اذن جهاد مىطلبد و تأكيد مىكند من خوش ندارم تنهايى و شهادت تو را نظارهگر باشم؛ از اين رو از حضرت مىخواهد اجازه دهد قبل از آنكه امام رهسپار صحنه شود اجازه نبرد به او بدهد تا قبل از امام جان به جان آفرين تسليم كند؛ امام نيز ضمن تقدير از اين روحيه او تأكيد مىكند: نگران نباش كه پس از اندكى، من نيز به شما ملحق مىشوم.
تَقَدَّمْ فَانَّا لاحِقُونَ بِكَ عَنْ سَاعَةٍ ٢. تأكيد فرمانده بر ادامه راه جان باختگان: حضرت علاوه بر اطمينانى كه به