جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٤
شما بر پسر حرب (ابوسفيان و معاويه) و پيروانش تكيه مىكنيد و ما را تنها مىنهيد؟! آرى به خدا سوگند تنها گذاردن (و نيرنگ) شما از ديرباز شناخته شده است و ريشههاى شما به آن آميخته و شاخ و برگ شما آن را به ارث برده و دلهاى شما بر آن روييده و سينههاى شما با آن پوشيده است). پس شما براى به پا دارنده خود پليدترين نهال و براى رباينده خود ناپاكترين لقمهايد. آگاه باشيد! كه لعنت خدا بر پيمان شكنانى كه پيمانها را پس از استوار ساختن آنها مىشكنند- و شما خدا را بر پيمان خود ضامن گرفتيد- پس به خدا سوگند شما هم آنانيد آگاه باشيد كه زنا زاده فرزند زنا زاده ميان دو چيز پا فشرده است: كشتن ما و ذلت ما! هيهات كه ما ذلت را بپذيريم! خدا و پيامبر (ص) و نياكان پيراسته و دامنهاى پاك و سرافرازان غيور و دلاوران با رشك آن را نمىپذيرد! (آرى) پيروى فرومايگان را بر قتلگاه بزرگواران نگزينند! آگاه باشيد! كه من اتمام حجت كردم و نويدتان دادم با همين آمادگى ناچيز و ياران اندك خود با شما پيكار مىكنم! سپس اين اشعار را سرود: اگر دشمن را بشكنيم (و بر او پيروز شويم) از ديرباز شكننده بودهايم و اگر مغلوب شويم باز شكست نخوردهايم كه در خوى ما ترس نيست (تا از آن بشكنيم) بلكه اين اجلها و نوبت واپسين ماست (كه چنان پيش آورده است)
هان! كه شما پس از كشتن ما جز به اندازهاى كه پياده سوار اسب شود درنگ نخواهيد كرد مگر آن كه (آرام آرام) چرخش آسياب مرگ بر سر شما باز آيد. اين آگاهى و عهدى است كه پدرم از جدم به من سپرده است. پس نيرگ شريكان خود را گرد آوريد و همه به پيكار من آييد و مهلتم ندهيد، كه من بر خدا كه پروردگار همه است توكل دارم هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه او پيشانىاش را در