جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
خدايا! من اين مردم را با پند و تذكّرهاى مداوم خسته كردم و آنها نيز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده، و من از آنان به ستوه آمدم، دل شكستهام، به جاى آنان افرادى بهتر به من مرحمت فرما، و به جاى من بدتر از من بر آنها مسلّط كن.
خدايا! دلهاى آنان را، آنچنان كه نمك در آب حل مىشود، آب كن! به خدا سوگند! دوست داشتم، به جاى شما كوفيان، هزار سوار از بنى فَراس بن غَنَم مىداشتم كه: «اگر آنان را مىخواندى، سوارانى از ايشان نزد تو مىآمدند، مبارز و تازنده، چون ابر تابستانى».
(امام (ع) سواران قبيله را به جهت شتاب آنان در پذيرفتن دعوت به هنگام فريادرسى، به ابر تابستانى كه سبكبار و زود گذر است، تشبيه كرده است.)
امام على (ع) اين سخنان را در سال چهلم هجرى هنگامى ايراد فرمود كه گزارشهاى پياپى از شكست ياران خويش دريافت مىكرد. عبيداله بن عباس و سعيد بن نمران- فرماندهان امام در سرزمين يمن- از بسر بن ارطاة- فرمانده خونريز معاويه- شكست خورده و به كوفه برگشته بودند.
آن حضرت در سرزنش يارانش به جهت كُندى در جهاد و سرپيچى از دستورهاى وى اين سخنان را كه از آخرين سخنان او مىباشد، بيان فرمود. ١ ١. شرح خويى ٣/ ٣٤٧- ٣٤٨.
١. ترك جهاد، موجب ايجاد بحران در شهرها: پس از تسلط معاويه بر شهرهاى يمن، امير مؤمنان (ع) ياران خود را به باد نكوهش گرفت كه از مسئوليت جهاد شانه خالى كرده و در نتيجه موجب پيدايش بحران در تمام قلمرو و حاكميت او- غير از كوفه، محل فرمانروايى- گشتهاند: جز كوفه براى من نمانده! اى كوفه، اگر تنها تو كه گردبادها (ى آشوبت) برخاسته، براى من نباشد، ديدارت نامبارك باد! ١ مَا هِيَ إِلَّا الْكُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا إِنْ لَمْ تَكُونِي إِلَّا أَنْتِ تَهُبُأَعَاصِيرُكِ فَقَبَّحَكِ اللَّهُ! ١. آيين جهاد/ ٥٣.