جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٦
امام بحقّ) بپردازى، و اندرزى كه به سود توست بشنوى، درود بر آنان كه سزاوار درودند.
١. ايجاد جنگ روانى عليه دشمن: حضرت در اين نامه، ضمن اشاره به نامههاى متعددى كه در پاسخ معاويه نوشته به جنگ روانى با دشمن مىپردازد و با او چنين سخن مىگويد: اين نامهها سودى نداشته، درخواستهاى تو باطل است و همچو انسان خوابزده و سرگردان مىمانى. در بخش ديگر او را تهديد به جنگ كرده و او را پيرو شيطان مىشمارد و در پايان سلام و درود را شايسته اهلش مىداند و بر او سلام نمىفرستد. همچنين تأخير در شروع جنگ را نشانه سياست موفق معاويه نمىداند، بلكه تصريح مىكند خود او تا كنون نخواسته، بنا بر مصالحى جنگ را شروع كند. ١ ١. ر. ك: خويى ٢٠/ ٤٠١.
٢. درنگ در شروع جنگ، براى جلوگيرى از ريختن خون: حضرت مىفرمايد: «درنگ من در نبرد با تو بدان دليل است كه دوست دارم عدهاى باقى بمانند.» اين عده، هم مىتواند اشاره به اصحاب سپاه امام باشد و هممىتواند اشاره به آن دسته از اطرافيان معاويه باشد كه ممكن است تأخير و درنگ در شروع جنگ به بيدارى و هدايت آنها و حفظ جانشان كمك كند. ١ ١. جهاد/ ١٢٤؛ خويى ٢٠/ ٤٠١.
وَ أُقْسِمُ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَوْ لَا بَعْضُ الِاسْتِبْقَاءِ لَوَصَلَتْ إِلَيْكَ مِنِّي قَوَارِعُ تَقْرَعُ الْعَظْمَ وَ تَهْلِسُ اللَّحْمَ آغاز جنگ:
درنگ در ٢ جنگ روانى:
عليه دشمن ١ فرمانده كل قوا (على (ع)):
جنگ روانى ١