جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٢
نامهاى است از حضرت امامعلى (ع) كه سرگذشت خود در صفين و نيرنگهاى معاويه را بازگو مىكند. ١ ١. ابن ميثم ٥/ ٣٢٣.
١. اطلاع رسانى مستمر به مردم از وقايع جنگ: امام در عين اينكه ناگزير بود فرماندهان آشوبگر را به حقايق توجه دهد، مجبور بود توده مردم را هم به حقايق آشنا سازد و اين اطلاع رسانى را علاوه بر سخنرانى، از طريق نامه نويسى به انجام مىرساند.
وَ كَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا أَنَّا الْتَقَيْنَا ...
٢. بررسى راههاى صلح از وظايف فرماندهى: حضرت امام (ع) طرفدار صلح و آرامش بود لذا مىفرمايد: پيشنهاد كرديم كه بياييد با خاموشى آتش جنگ و آرام كردن انبوه مردم، به چارهجويى و درمان بنشينيم تا كار مسلمانان قوام و انسجام يابد.
اما آنان در پاسخ گفتند كه جز ستيز چارهاى نمىشناسيم. در نتيجه جنگ آغاز شد و پاگرفت و آتش نبرد زبانه كشيد. چون ديو جنگ، بر ما و آنها دندان فشرد و چنگ خود را بر گوشتمان فرو برد، دعوتمان را پذيرفتند و ما نيز دعوتشان را پذيرفتيم.
فَقُلْنَا تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لَا يُدْرَكُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ ٣. تشريح علل وقوع جنگ صفين از سوى فرماندهى كل قوا: حضرت على (ع) در تشريح وقوع جنگ صفين براى مردم مىفرمايد: لشكر كوفه و شام داراى مشتركاتى بودند، از جمله به خداى واحد باور داشتند و رسالت پيامبر هم مورد پذيرش هر دو گروه بود و در اين دو باور هيچكدام از دو گروه بر ديگرى ترجيح نداشت. اما يك موضوع باعث جنگ صفين و زبانه كشيدن شعلههاى آن شد و آن هم تقاص خون عثمان بود كه معاويه و يارانش آن را بهانه براى اين جنگ خانمانسوز قرار دادند.
وَ الظَّاهِرُ أَنَّ رَبَّنَا وَاحِدٌ وَ نَبِيَّنَا وَاحِدٌ وَ دَعْوَتَنَا فِي الْإِسْلَامِ وَاحِدَةٌ ... وَ لَا يَسْتَزِيدُونَنَا الْأَمْرُ وَاحِدٌ إِلَّا مَا اخْتَلَفْنَا فِيهِ مِنْ دَمِ عُثَمانَ ٤. مقابله با عمليات روانى دشمن: حضرت على (ع) براى مردم توضيح داد كه شعار انتقام خون عثمان از زبان كسانى كه او را كشتند، يك بهانه است و ما در هيچ