جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٦
نشدهايم و مأموريتمان تلاش در جهت آن نيست، بلكه براى آزمايش در دنيا نهاده شدهايم.
اينك خداوند مرا با تو، و تو را با من به بوته آزمون نهاده است.
پس يكىمان را بر ديگرى حجت ساخته است.
آنك تو با انگيزه دنيادوستى به تأويل قرآن پرداختى، و با همكارى اهل شام، به آنچه دست و زبانم به آن آلوده نبود، مرا متهم كردى، و در اين كژراهه، عالمانتان، ناآگاهان را و به پا خاستگان، نشستگان را برانگيختند.
اينك تقواى الهى پيشه كن و با شيطان- كه مىكوشد زمامت را به دست گيرد- درآويز، به سوى آخرت روى آر كه راه ما و تو سرانجام بدان سو خواهد بود.
زنهار كه خداوند با پيش آمدى كوبنده ريشهات را هدف گيرد و نسلت را قطع كند.
سوگندى تخلفناپذير ياد مىكنم كه اگر سرنوشت، من و تو را در ميدان نبرد فراهم آورد، در صحنه پيكار با تو چندان پاى بر جا مانم تا ميان من و تو خدا داورى كند، كه او است بهترين داوران.
١. نصيحت و موعظه دشمن (روشنگرى و تبليغات قبل از شروع جنگ): حضرت در بخشهايى از اين نامه كه براى معاويه نوشته، معاويه را نصيحت كرده و او را به ترس از خدا و روز واپسين دعوت مىكند و سنت خداوند را درباره آزمايش بندگانش براى معاويه گوشزد مىكند. ١ أَمَّا بَعْدُ ... عَلَى الْآخَرِ ... فَاتَّقِ اللَّهَ فِي نَفْسِكَ ١. شرح خويى ٢٠/ ٣٣٢.
٢. اجراى عمليات روانى عليه دشمن: حضرت در بخشهايى از نامه با برشمردن معايب و گوشزد كردن شيوه و