جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
گيرم و ضربتهاى شمشير آنها را تحمّل كنم! گريه كنندگان بر آنها بگريند! تاكنون كسى مرا از جنگ نترسانده، و از ضربت شمشير نهراسانده است؛ من به پروردگار خويش يقين داشته و در دين خود شكّ و ترديدى ندارم.
اين سخنان در شرايطى ايراد گرديد كه شكيبايى امام، پيامهاو مذاكرات نمايندگانِ امام با مخالفان (طلحه و زبير) و نيز مهلتى كه آن حضرت به آنان داد، هيچ يك در بيدارى ناكثين اثر نبخشيد. آنان همچنان در گمراه كردن مردم اصرار ورزيدند و وقاحت و جسارت را به آنجا رساندند كه امام را به جنگ تن به تن دعوت كردند! ١ ١. جهاد، عميد زنجانى/ ١٤٤ ١. سرزنش جنگ طلبانى كه قصد دارند جامعه را به جاهليت برگردانند: امام على (ع)، طلحه و زبير را كه به حكومت اسلامى تن ندادند و مطيع هوا و هوس شدند، شيطان مىنامد كه حزب خود را جمع كرده تا وضع سابق و دودمان جاهليّت را زنده كنند.
أَلَا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ لِيَعُودَ الْجَوْرُ إِلَى أَوْطَانِهِ وَ يَرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلَى نِصَابِهِ ٢. پاسخ بهالقائات و شبهات دشمن: خنثىسازى القائاتِ دشمن، از مهمترين اقدامات فرماندهى است. حضرت، به بهانههاى واهىِ اصحاب جمل پاسخ مىگويد و قسم ياد مىكند كه دشمنان در زندگى وى (امام) عيب و نقصى سراغ ندارند و هرگز بين خود و امام به ديده انصاف حكم نكردهاند. آنان از حضرت حقّى را مطالبه مىكردند كه خود آن را رها كرده بودند، و خونخواهى خونى (خون عثمان) شده بودند كه امام نريخته بود بلكه خود متهم بودند.
امام بعد از بيان اين مطالب، دشمنان را خلع سلاح كرده، مىفرمايد: اگر من در ريختن خون خليفه شركت داشتهام، آنان نيز شريك هستند، و اگر خود به تنهايى آن را انجام دادهاند، پس به تنهايى بايد پاسخگو باشند. مهمترين دليلى كه به آن استناد مىكنند، به ضرر آنان تمام خواهد شد.
وَ اللَّهِ مَا أَنْكَرُوا عَلَيَّ مُنْكَراً وَ لَا جَعَلُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ نَصِفاً وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ ...