جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠١
هدف بينديشند. آرى، با گرايش معنوى تو به آنان، قلبهاشان به سوى تو مىگرايد. و بىگمان آن چه بيش از همه شادى و خشنودى فرمانروايان را سبب مىشود، برپايى داد در كشور و گسترش دوستى ملت باشد. و بى گمان عشق و مهر افراد ملت به يكديگر جز با داشتن سينههايى وارسته از كينه چهره ننمايد، و خيرخواهى مردم هنگامى باشد كه برگرد زمامدارانشان پروانهسان حلقه زنند و از وجود دولتمردانشان احساس سنگينى نكنند و از درازى مدت فرمانروايى آنان به ستوه نيايند. پس به آرمانهاشان ميدان بده و پياپى به نيكى يادشان كن و آفرينشان گوى و گرفتارى و تلاش نيروهاى درگيرشان را مدام بشمار و ياد كن، كه يادآورى بسيار كارهاى نيكشان دليران را نشاط مىبخشد و واپس نشستگان را بر مىانگيزد. به خواست خداى بزرگ ... رنج و زحمت هريك از آنان را شناسايى كن و هرگز تلاش و رنج كسى را به حساب ديگرى نگذاشته و ارزش خدمت او را ناچيز مشمار تا شرافت و بزرگى كسى موجب نگردد كه كار كوچكش را بزرگ شمارى، يا گمنامى كسى باعث شود كه كار بزرگ او را ناچيز بدانى. مشكلاتى كه در احكام نظاميان براى تو پديد مىآيد و امورى كه براى تو شبههناكند، به خدا و رسول خدا (ص) بازگردان زيرا خدا براى مردمى كه علاقه داشته هدايتشان كند فرموده است: «اى كسانى كه ايمان آورديد، از خدا و رسول و امامانى كه از شما هستند اطاعت كنيد و اگر در چيزى نزاع داريد، آن را به خدا و رسولش بازگردانيد» پس بازگرداندن چيزى به خدا، يعنى عمل كردن به قرآن و بازگرداندن به پيامبر (ص) يعنى عمل كردن به سنت او كه وحدت بخش است، نه عامل پراكندگى.
پيشنهاد هيچ صلحى را كه خشنودى خدا در آن باشد- هرچند كه دشمنت مطرح كند- رد مكن كه آسايش رزمندگان، آرامش خود و