جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٢
شكر نعمت (كه همان انجام صحيح مراتب فرماندهى است) را گوشزد مىكند و باعث مىشود فرماندهان اين امانت را به خوبى رعايت كنند و خود را برتر از ديگران ندانند.
وَ أَنْ يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ ٤. ارائهاخبار و اطلاعات به نيروهاى تحت امر از وظايف فرماندهان: حضرت مىفرمايد از حقوق شما بر من اين است كه هيچ سرى را از شما مخفى نكنم و آن را با شما در ميان بگذارم. ارائه اخبار و اطلاعات به افراد تحت امر موجب بصيرت بيشتر و احساس مسئوليت نيروها مىشود و از سوءظن افراد به فرماندهان جلوگيرى مىكند و از سويى ديگر فرماندهان از اين ديدگاه مزيت خاصى ندارند كه اخبار را در انحصار خود نگه دارند. ١ البته مراد اخبار طبقهبندى شده است.
أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ سِرّاً ١. شرح خويى ٢٠/ ١٤٢.
٥. منع افشاى اسرار نظامى: حضرت در تكميل وظيفه فرماندهان نسبت به ارائه اخبار به نيروهاى تحت امر، مىفرمايد: البته افشاى آن دسته از اسرار نظامى كه افشاى آنها موجب تضعيف جبهه خودى يا تقويت دشمن و افشاى نقشههاى جنگى مىشود ممنوع است. البته اين ممنوعيت تا زمانى است كه افشاى اين گونه اخبار براى نظام اسلامى زيانى در بر داشته باشد. ١ إِلَّا فِي حَرْبٍ ١. شرح خويى ٢٠/ ١٤٢.
٦. ضرورت مشورت فرمانده با زيردستان: از وظايف ديگر فرماندهان، مشورت با نيروهاى تحت امر درباره راهها و تاكتيكهاى دفاع و حمله است. البته احكام قطعى الهى، همچون شيوه رفتار با اسيران و غنايم جنگى مورد مشورت نيست و بايد حكم الهى پياده شود. ١ وَ لَا أَطْوِيَ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ ١. شرح خويى ٢٠/ ١٤٤.
٧. برابرى همه نظاميان در برابر حق و قانون در چشم فرماندهان: حضرت مىفرمايد: «از وظايف من اين است كه همه شما پيش من، در برابر حق و قانون مساوى باشيد.» (و نسبتهاى قومى و قبيلهاى سبب برترى يكى از شما بر ديگران نشود و حسب و نسب پايين يكى از شما علت تحقير