جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٨
شد كه از او خشنود بوديم. خداى خشنودى خويش را ارزانيش دارد و ثوابش را فزاينده كند.
پس، اينك تو به صحنه درآى و با بينش خاص خويش به پيش بتاز و براى پيكار با هرآن كه با تو به جنگ برخاسته است، دامن همت به كمر زن و مردم را به راه پروردگارت بخوان و از خدا يارى بسيار بخواه تا در آنچه برايت مهم است، كفايتت كند و در برابر آنچه بر تو فرود مىآيد، ياريت دهد.
امام على (ع) بر حسب مصالح، محمد بن ابىبكر را از حاكميت مصر عزل كرد و مالك اشتر را جايگزين وى ساخت، كه پيش از رسيدن بدان سامان به شهادت رسيد. محمد را اين اقدام آزرده كرد و چون به آن حضرت گزارش داده شد، اين نامه را خطاب به او نوشت و ضمن تقدير، علت اين عزل و نصب را بيان داشت.
١. عزل و نصب فرماندهان، از وظايف فرماندهى كل قوا: از مضمون نامه و ديگر نامهها به فرماندهان مبنى بر عزل و نصب فرماندهان توسط آن بزرگوار، استفاده مىشود كه اين عمل جزء وظايف فرماندهى كل قوا محسوب مىشود.
وَ لَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ يَدِكَ مِنْ سُلْطَانِكَ لَوَلَّيْتُكَ ...
٢. شايسته سالارى، ملاك عزل و نصب فرماندهان: از نظر امام (ع) توانايىها و شايستگىها، ملاك عزل و نصب فرماندهان مىباشد نه خويشاوندى. از اين رو آن حضرت چون مالكاشتر را قوىتر و تواناتر از محمد بن ابىبكر (فرزند خوانده خويش) مىديد به جاى او منصوب نمود و فرمود:
«مالك مردى خيرانديش و بر دشمنان سخت و خشمگين بود.» معاويه پس از جريان جنگ صفين آماده لشكركشى به مصر بود و جز مالك كسى نمىتوانست مصر را حفظ كند.
إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِي كُنْتُ وَلَّيْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ كَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَى عَدُوِّنَا شَدِيداً نَاقِماً ٣. دلجويى و تقدير از زحمات فرمانده معزول: محمد بن ابىبكر از اين