جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٩
نامه ١٤ ٩٠- ٩٠- لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ فَإِنَّكُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ وَ تَرْكُكُمْ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَكُمْ عَلَيْهِمْ فَإِذَا كَانَتِ الْهَزِيمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِيبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ وَ لَا تَهِيجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِيفَاتُ الْقُوَى وَ الْأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ إِنْ كُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْكَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِكَاتٌ وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَيُعَيَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ.
پيش از آن كه دشمن پيكار را بياغازد، شما نبرد را آغازگر مشويد، چرا كه شما- خداى را سپاس- در موضع منطقى نيرومندى قرار داريد، و رها كردن دشمن تا به هنگامى كه خود درگيرى را آغاز كند، دليل ديگرى است به سود شما و به زيان آنان.
نكته ديگر اين كه چون به خواست خداوند، دشمن گريزان شد، مبادا كه فراريان را بكشيد، يا بر واماندگان بتازيد، يا زخميان را نابود كنيد و زنهار كه زنان را- حتى اگر ناموستان را دشنام دادند و به فرماندهتان جسارت كردند- بيازاريد و برانگيزيد، كه آنها در تمامى نيروهاى بدنى و روانى و عقلانى كم تواناند و ما به روزگارى كه اينان در موضع شرك بودند، به خوددارى از برخورد و آزارشان مأمور بوديم، چنان كه اگر مردى در دوران جاهليت زنى را با سنگ يا چماق مىزد، اين اقدام همواره لكه ننگى بود كه بر دامن او و خاندانش مىماند كه او و نسلهاى بعد از او بدان، مورد سرزنش قرار مىگرفتند.
١. آغازگر جنگ نبودن: در اين نامه و ديگر نامهها و خطبههاى حضرت، مكرّر اين نكته آمده است كه شما آغازگر جنگ نباشيد، گرچه بدون شك دادن فرصت آغاز