جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٧
شما است فرماندهى مىدهم، پس گوش به فرمانش باشيد و او را زره و سپر خويش گيريد، كه او از فرماندهانى باشد كه هيچ نگرانى از سستى و سقوطش نباشد، همچنان كه در مورد او اين نگرانى نيست كه به گاهى كه شتاب خردمندانه است، سستى كند يا در مواردى كه درنگ خردپذيرتر است، شتاب ورزد.
اميرمؤمنان (ع)، زياد بن نصر و شريح بن هانى را به فرماندهى دوازده هزار نيرو به جبهه صفين اعزام كرد. آنان در ميان راه به ابوالاعور اسلمى، فرمانده لشكرى از اهل شام برخوردند. و طى نامهاى موقعيت خويش را بهاطلاع حضرت رساندند. امام (ع)، مالك اشتر را فراخواند و به وى مأموريت داد با نيروهايش به سوى جبهه حركت كند و فرماندهى كل سپاه را بر عهده گيرد. و آن دو فرمانده، زياد را در جناح راست و شريح را بهجناح چپ بگمارد و خود در قلب سپاه مستقر شود. سپس بر اين مطلب تأكيد كرد كه از درگيرى بپرهيزد تا حضرت به وى ملحق شود. آنگاه نامه فوق را براى آن دو فرمانده ارسال داشت.
١. حفظ سلسلهمراتب در فرماندهى: اميرمؤمنان (ع) با منصوب كردن مالك اشتر به فرماندهى كل سپاه به جاى شريح و هانى و دستور به اطاعت پذيرى و فرمانبرى آن دو از وى، به يك ركن مهم سازمان نظامى يعنى حفظ سلسله مراتب در فرماندهى اشاره مىكند.
وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُمَا وَ عَلَى مَنْ فِي حَيِّزِكُمَا مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِيعَا ٢. الگوپذيرى از فرمانده نيرومند و شجاع: يك فرمانده شجاع و نيرومند، نقطه اتكاء امنى براى ساير فرماندهان به شمار مىرود. و در حقيقتنقش سپر و زره را براى آنان دارد. سفارش امام (ع) به فرماندهان اين است كه «مالك اشتر» را سپر و جوشن قرار دهيد.» يعنى با پذيرش فرماندهى او و اطاعت عملى از وى خود را از خطرات حفظ نماييد.
وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً ٣. شجاعت، ويژگى فرماندهى: شجاعت روحى فرمانده موجى مىشود تا