جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٥
آرى، همان دم كه رسول خدا- كه درود خدا بر او و بر خاندانش باد- جان مىداد، سرش بر سينه من بود، بر كف دست من جانش روان شد و من آن دست را به شگون- به چهره كشيدم.
غسل دادن حضرتش را به عهده گرفتم و فرشتگان دستيارانم بودند.
گروهى هبوط مىكردند و گروهى عروج، چنان كه گوشم از شنيدن همهمهشان دمى نمىآسود كه پيوسته او را درود مىگفتند، تا آن كه جسد حضرتش را در ضريح مقدسش پنهان كرديم. با اين همه، در زندگى و هم پس از مرگ پيامبر، چهكسى از من سزاوارتر تواند بود؟
بينشهاتان را برنده و برندهتر كنيد و در پيكار با دشمنان، انگيزههاتان را هرچه راستتر سازيد كه بدو سوگند- كه جز او خدايى نيست- كه من به يقين در راستاى حق مىپويم و آنان بر پرتگاه باطلاند.
از من همان كه مىشنويد، و براى خود و شما از خدا آمرزش مىطلبم.
١. دفاع اميرمؤمنان از پيامبر اكرم (ص): اميرمؤمنان (ع) براى اتمام حجت با مردم و نيز براى آشنا كردن آنان با حقيقت و دانستن منزلت آن حضرت گوشهاى از فضايل خود را براى سپاهيان بيان مىكند:
«ياران امين پيامبر (ص) نيك مىدانند كه من حتى براى يك لحظه هم با فرمان خدا و رسول او مخالفت نكردم، بلكه با جان خود، پيامبر (ص) را يارى كردم؛ و در آن هنگامهها كه شجاعان قدمهايشان مىلرزيد و فرار مىكردند! و اين به يمن آن دليرى و مردانگى بود كه خداوند متعال تنها به من عطا كرده بود.
وَ لَقَدْ وَاسَيْتُهُ بِنَفْسِي فِي الْمَوَاطِنِ الَّتِي تَنْكُصُ فِيهَا الْأَبْطَالُ ٢. وجوب بصيرت نيروها: امام على (ع) به سپاهيان هشدار مىدهد كه با بينش و بصيرت كامل وارد جنگ شوند.
فَانْفُذُوا عَلَى بَصَائِرِكُمْ