جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
و تفكرات و اجتهاد شخصى يا گروهى باشد گاهى منجر به جنگ مىشود و ممكن است برخى به جاى تمسك به حقايق روشن، دست به تأويل بزنند و خود را به دامن باطل بيندازند.- چنانچه خوارج چنين كردند- نخست رهبر بايد در مقابل آنان برخورد منطقى كند و اگر مؤثر نشد به زور متوسل شود. ١ وَ لَكِنَّا إِنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ إِخْوَانَنَا فِي الْإِسْلَامِ عَلَى مَا دَخَلَ فِيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَ الِاعْوِجَاجِ وَ الشُّبْهَةِ وَ التَّأْوِيلِ ١. جهاد، عميد زنجانى/ ٦١.
٩. هدايت، از اهداف جهاد در اسلام: منظور از جنگ و جهاد در اسلام، سلطهطلبى و گرفتن قدرت و حكومت نيست، بلكه متحد ساختن مردمان بر محور توحيد است و همچنين كشتن و ريختن خون افراد، انگيزه جهاد نيست، بلكه هدايت افراد و بازگرداندن آنان از گمراهى و كج روى است. اگر زمانى اين انگيزهها نياز به جنگ داشت، گرچه در داخل جامعه اسلامى باشد مشروع مىگردد.
فَإِذَا طَمِعْنَا فِي خَصْلَةٍ يَلُمُّ اللَّهُ بِهَا شَعَثَنَا وَ نَتَدَانَى بِهَا إِلَى الْبَقِيَّةِ فِيَما بَيْنَنَا رَغِبْنَا فِيهَا وَ أَمْسَكْنَا عَمَّا سِوَاهَا اطاعت:
ضرورت از فرمانده ٢، ٥ توطئه:
افشاى دشمنان ٣ جنگ:
پاسخگويى به شبهات ١ جهاد:
اهداف ٩ خوارج:
صلح:
رد خفتبار ٤ فرمانده كل قوا (على (ع)):
پاسخگويى به شبهات ١؛ اطاعت از ٢، ٥؛ افشاگرىهاى ٣؛ سازش ناپذيرى ٤؛ قرآن محورى ٦؛ مبارزه با عوامل گمراهى ٨ مجاهدان:
ياد صدر اسلام ٧