جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
فرمود: «پس، به دو گروه تقسيم شويد تا مناسب هرگروه سخنى گويم». آنگاه، امام مردم را ندا داد كه: «دم فرو بنديد و نه تنها با گوش كه با قلبهاتان نيز سخنانم را بشنويد. در اين ميان، از هركه نيز گواهى طلبيدم به اندازه دانش و آگاهيش گواهى دهد.» پس آنگاه امام لب به گفتارى بلند گشود و از آن جمله فرمود:
هنگامى كه با توطئه و نيرنگ و مكر و فريب قرآن را بر نيزه كردند، آيا اين شما نبوديد كه مىگفتيد اينان برادران و همكيشان مايند كه از ما پوزش مىخواهند و به كتاب خدا پناه آوردهاند تا در سايهاش بيارامند، پس بايد رأيشان را پذيرفت و زير فشارشان نگذاشت؟ اما من شما را گفتم كه اين جريانى دوچهره است كه نمود آشكارش، ايمان و بود پنهانش، ستم و دشمنى است. آغازش مهربانى و پايانش پشيمانى است. پس، در موضوع كنونيتان پاى بفشاريد و به پيمان خويش همچنان وفادار باشيد. و ادامه جهاد را، دندان به دندان بساييد، و بر بانگ ناهنجارى كه اگر پاسخى بيابد، به گمراهى مىكشاند و اگر نه، خود خوار و زبون مىشود، بى اعتنا بمانيد- و ديديم كه تجربه نيز اين باور را تأييد كرد- اما دريغ كه شما در برابر چشم و نگاه من، به مخالفتم ايستاديد و به خواست دشمن تن داديد.
به خدا سوگند كه اگر آن روز- به رغم سماجت و اصرار شما- از پذيرش آن پيشنهاد سر باز مىزدم، مسئول پى آمدهايش نبودم، و خداوند گناه آن را بر پرونده من نمىافزود. اينك نيز كه به سبب مصالح امت آن را پذيرفتهام، باز هم حقى را صاحبم و بايد مورد پيروى قرار گيرم، چرا كه قرآن با من است و از روزى كه توفيق همدميش را يافتهام، لحظهاى از آن جدا نشدهام.
در كنار رسول خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- در صحنه