جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٨
مىنهادم و از ميان شما براى هميشهكوچ مىكردم و ديگر تا آن زمان كه نسيمى از شمال يا جنوب بوزد، شما را جست و جو نمىكردم كه شما گروهى هستيد پرخاشگر، عيب جو، حق گريز و پر فريب! بى شك تا آن گاه كه قلبهاتان هماهنگ نباشد بسيارى شمارتان به كار نيايد.
با اين همه من شما را بر آن راه روشن رهبرى كردهام كه در آن راستا هيچ كس- جز آن نگونبخت كه او را تباهى سرنوشتى محتوم است- به هلاكت دچار نشود.
حال هر كس در اين راستا استقامت ورزد، راهى بهشت است، و هر آن كس بلغزد، راهى آتش خواهد بود.
زمانى كه امير مؤمنان (ع) يارانش را گرد آورده بود و بهجهادشان برمىانگيخت، و آنان به جز سكوتى دراز واكنشى نداشتند.
امام- كه بر او درود باد- فرمودند: شما را چه شده است، مگر گنگيد؟ گروهى از حاضران گفتند: اى امير مؤمنان، اگر شما خود شخصاً حركت كنيد و در جبهه حاضر شويد، ما نيز همراه شما حركت خواهيم نمود. پس مولا اين خطبه را ايراد فرمود.
١. ضرورت حضور رهبر در مركز كشور: گرچه گاهى حساسيت موقعيت اقتضاء مىكرد امام (ع) در صحنههاى كارزار حضور داشته باشد، اما اين سخن به معناى لزوم همراهى با سپاه در تمام جنگها نيست.
در نبردهاى عادى و دفع تجاوزات پراكنده دشمن، بايد فرماندهانى براى نبرد منصوب شوند و رهبرى در مركز حكومت اسلامى براى رتق و فتق امور حضور داشته باشد.
علاوه بر اين، حضور رهبرى در تمام صحنههاى كارزار موجب پراكندگى امور كشور مىشود و ممكن است در اين مسير حوادثى براى رهبر پيش آيد كه كيان اسلامى را به خطر اندازد و كشور را دچار هرج و مرج نمايد؛ در حاليكه ضرر اينگونه تجاوزات در كوتاهمدت كمتر از ضرر اخلال در اركان نظام اسلامى است. ١ أَ فِي مِثْلِ هَذَا يَنْبَغِي لِي أَنْ أَخْرُجَ؟! ... وَ لَا يَنْبَغِي لِي أَنْ أَدَعَ الْجُنْدَ ... اضْطَرَبَ ثِفَالُهَا ١. ر. ك: جهاد/ ١٨٠.