جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
خطبه ٧١ ٣٩- ٣٩- أَمَّا بَعْدُ يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ كَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَيِّمُهَا وَ طَالَ تَأَيُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَتَيْتُكُمُ اخْتِيَاراً وَ لَكِنْ جِئْتُ إِلَيْكُمْ سَوْقاً وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تَقُولُونَ عَلِيٌّ يَكْذِبُ قَاتَلَكُمُ اللَّهُ تَعَالَى فَعَلَى مَنْ أَكْذِبُ أَ عَلَى اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَى نَبِيِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ كَلَّا وَ اللَّهِ لَكِنَّهَا لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَيْلُ أُمِّهِ كَيْلًا بِغَيْرِ ثَمَنٍ لَوْ كَانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ.
اما بعد، الا اى عراقيان، واقعيت اين است كه شما زن آبستنى را مانيد كه در پى دوران باردارى، درست به هنگام زادن، جنين خويش را سقط كند و شويش نيز بميرد و روزگار بيوگىاش به درازا كشد، و سرانجام ميراث او به دورترينها رسد.
فاش مىگويم كه من خود به اختيار خويش به سوى شما نيامدم، بلكه در بازى سرنوشت به اين سرزمين كشيده شدم.
مرا گزارش رسيده است كه مىگوييد: (على دروغ مىگويد!) خداى شما را بكشد من به كه دروغ بستهام؟ به خدا؟ كه اولين ايمان آورنده به او بودم. يا به پيامبرش؟ كه در تصديق او نيز پيشتاز بودهام. نه، به خدا سوگند، هرگز! آن چه را كه شما دروغ پنداشتهايد، زبان فرهنگى ديگرى است كه شما را در آن حضورى نيست و با آن بيگانهايد.
مادر به واى واى سوگتان بنشيند كه چنين نسنجيده پيمانه مىكنيد، اگر بتوان گفت كه پيمانهاى داريد! (ديرى نپايد كه از پس دورانى خبرش را دريابيد) (اقتباس از قرآن كريم، سوره ٣٨، آيه ٨٨) و از اين بى خبرى بيرون آييد.