جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
ناله و فرياد سر مىدهيد، و يا همانند حيوانى كه پشت آن زخم باشد، حركتى نمىكنيد. تنها گروه اندكى به سوى من آمدند كه آنها نيز ناتوان و مضطرب بودند، «گويا آنها را به سوى مرگ مىكشانند، و مرگ را با چشمانشان مىنگرند.» پس از حمله يكى از افسران معاويه به نام نعمان بن بشير به همراه دو هزار سرباز به «عين التّمر»، و رسيدن خبر آن به امام على (ع)، حضرت مردم كوفه را به مقابله با آنان از طريق كمك رساندن به مالك بن كعب (فرمانده نيروهاى امام كه تنها صد نيرو داشت) فرا خواند. نيز آنان را به دليل بى تفاوتى و نرفتن به آن ديار مورد نكوهش قرار داد. ١ ١. شرح خويى ٤/ ١٧٩.
١. اطاعت نكردن از فرمانده كل قوا، تقويت كننده و جسور كننده دشمن: نافرمانى و سرباز زدن از دستورات فرماندهى كل قوا، تضعيف وى و جسور شدن دشمنان اسلام را در پى دارد. امير مؤمنان (ع) با احساس تنهايى و غربت، خطاب به كوفيان مىفرمايد: دچار يارانى شدهام كه نه مرا فرمان مىبرند و نه آنگاه كه آنان را فرامىخوانم، پاسخ مثبتى مىدهند. ١ مُنِيتُ بِمَنْ لَا يُطِيعُ إِذَا أَمَرْتُ وَ لَا يُجِيبُ إِذَا دَعَوْتُ ١. شرح جعفرى ٩/ ٢٠٥.
٢. ايمان و اعتقاد، دو اصل اساسى جنگ و جهاد عليه دشمن: از عوامل مؤثر در ايجاد انگيزه و بسيج به سوى جبهه، غيرت دينى و خداباورى است. اعتقاد به خدا و باورهاى دينى بهترين محرّك آدمى براى دفاع از ارزشهاى انسانى و مقابله با دشمن است؛ همان انگيزهاى كه على (ع) در كوفيان نمىبيند و مىفرمايد: آيا شما دين نداريد كه به سبب آن متّحد شويد؟! ١ أَ مَا دِينٌ يَجْمَعُكُمْ؟
١. شرح جعفرى ٩/ ٢٠٣.
٣. غيرت ملّى، از انگيزههاى حضور در جبهه: يكى از انگيزههاى بسيار مهم براى رفتن به جبهه و مبارزه با دشمن، علاوه بر غيرت دينى، غيرت ملّى و دفاع از