جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
امام در مسيرش بهسوى بصره براى سركوب شورش ناكثين در محلى به نام ذى قار فرود آمد و منتظر رسيدن سپاه كوفه شد. ابن عباس به حضور امام رسيد و امام را ديد كه مشغول دوختن پارگى كفش خود بود. امام سر بلند كرد و از ابن عباس پرسيد: قيمت اين لنگه كفش چقدر است؟
گفت: ارزشى ندارد. فرمود: سوگند به خدا همين لنگه كفش بىارزش پيش من از فرمانروايى بر شما محبوبتر است. مگر آنكه از رهگذر اين فرمانروايى حقى را به پا دارم و يا باطلى را برطرف سازم. آنگاه خطبه خواند و اين كلام فرازى از آن خطبه است كه امام به مناسبت درگيرى با ناكثين بيان فرمود و طى آن، جبهه آنان را ادامه جبههشرك و جبهه خود را تداوم جبههپيامبر و ايمان معرفى كرد كه هدف در هر دو رو در رويى نماياندن چهره حق از درون باطل بوده است. ١ ١. جهاد، عميد زنجانى/ ٥٢.
١. كرامت انسانىو آزادگى از اهداف پيامبر (ص): پيامبر (ص) زمانى مبعوث شد كه عرب كتاب آسمانى نداشت و كسى ادعاى پيامبرى نمىكرد، آنقدر در هدايت مردم تلاش كرد تا آنكه آنان را به جايگاه كرامت انسانى پيش برد و به اوج آزادگى رساند، به گونهاى هدايت شدند كه زندگى پريشان آنها سر و سامان يافت.
إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) ... حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ ٢. شجاعت و پايدارى از ويژگيهاى على (ع) در ارتش اسلام: حضرت على (ع) خصوصيات اخلاقى و نظامى خود را در جنگهاى صدر اسلام طى اين خطبه بيان مىكند: به خدا سوگند من در جنگهاى صدر اسلام در ميان سربازان از پيشتازان لشكر اسلام بودم و به كفّار حمله كردم و آنان را تار و مار كرده، هرگز به خود سستى راه ندادم و در راه جهاد از كسى نترسيدم. بعد از پيامبر هم هيچگونه تغيير روشى پيش نيامده و همان راه را مىپيمايم و پرده باطل را مىشكافم و با دشمنان اسلام مىجنگم تا حق را از پهلوى باطل بيرون بياورم و آشكار سازم.
أَمَا وَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُ لَفِي سَاقَتِهَا حَتَّى تَوَلَّتْ بِحَذَافِيرِهَا مَا عَجَزْتُ وَ لَا جَبُنْتُ وَ إِنَّ مَسِيرِي هَذَا لِمِثْلِهَا فَلَأَنْقُبَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّى يَخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ