جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
كَلَامُكُمْ يُوهِي الصُّمَّ الصِّلَابَ وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الْأَعْدَاءَ تَقُولُونَ فِي الَمجَالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِيدِي حَيَادِ ٢. سرپيچى از دستورات فرماندهى، از عوامل ضعيف شدن وى: وقتى قدرت و شوكت فرماندهى حفظ مىشود كه كليه نيروها فرمانبر او باشند و اگر دستوراتش بى پاسخ بماند، ضعيف و ناتوان مىگردد.
اميرمؤمنان (ع) به كوفيان فرمود: كسى كه شما را (به جنگ) فرا بخواند، پاسخى در خور، دريافت نمىكند و آن كه غمخوار شماست، روى آرامش نمىبيند.
مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاكُمْ وَ لَا اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاكُمْ ٣. بهانه جويى براى فرار از جنگ: يكى از راههاى فرار از نبرد، بهانهجويى، عذرتراشىو مهلت خواستنهاى بىجاست.
اين خصلت ناپسند كوفيان امير مؤمنان (ع) را خسته كرده بود. مىفرمود: بهانه جويىهاى پيوستهتان (براى شركت نكردن در جنگ) پوچ و بىراه است و به بدهكاران بدحساب مىمانيد كه بدون سبب بدهى خويش را نمىپردازند و مهلت بيجا مىطلبند.
أَعَالِيلُ بِأَضَالِيلَ وَ سَأَلُتمُونِي التَّطْوِيلَ دِفَاعَ ذِي الدَّيْنِ الْمَطُولِ ٤. نيرومندى، لازمه دفاع از خانه و وطن: مبارزه با ستم و دفاع از حق تلاش و نيرومندى مىطلبد. آن كه قادر نيست از خانه خويش در مقابل تجاوز دشمن دفاع كند، چگونه قادر خواهد بود از قلمرو حكومت اسلامى دفاع نمايد؟
لَا يَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّلِيلُ وَ لَا يُدْرَكُ الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ أَيَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِكُمْ تَمْنَعُونَ ٥. سرزنش نيروهاى متمرد، توسط فرماندهى كل قوا: اميرمؤمنان (ع) خطاب به كوفيان مىفرمايد: شما با من كه رهبرِ به حق شما هستم و شما را به جهاد دشمنان اسلام دعوت مىكنم، به پيكار با دشمن برنمىخيزيدو از دستوراتمن سر مىپيچيد؛ پس بعد از من با كدام رهبر و فرماندهى به ميدان نبرد مىشتابيد؟
وَ مَعَ أَيِّ إِمَامٍ بَعْدِي تُقَاتِلُونَ؟
٦. كسب اطمينان فرمانده، از وفادارى نيروهاى خود: اگر فرماندهى كل قوا