جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٥
١١. كاهش كميت نيروهاى دشمن: شمار نيروهاى رزمى دشمن مىتواند تأثير به سزايى در نتيجه جنگ داشته باشد، از اين رو مىتوان با بهرهگيرى از روشهاى گوناگون از كميت آنان كاست؛ مانند سلب انگيزه از افراد دشمن براى حضور در جنگ از طريق عمليات روانى، جلوگيرى از تجمع نيروهاى دشمن، نابودى مراكز تجمع و اعزام نيروى دشمن و مانند آن.
وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ ١٢. ايجاد رعب در روحيه دشمن: يكى از كارآمدترين شيوههاى عمليات روانى، ايجاد رعب و هراس در دل دشمن است.
بدين منظور مىتوان با بهرهگيرى از شيوههايى گسترده نوعى حالت انفعال در دشمن پديد آورد. مانند ايجاد شايعه، توليد سلاحهاى هراسانگيز، مانورهاى نظامى و ...
وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ ١٣. اتخاذ سياست بازدارندگى: زمانى كه دشمن خود را توانا بيابد قصد تجاوز و كشورگشايى خواهد نمود؛ پيش از آن كه او خواسته خود را عملى سازد با در پيش گرفتن سياست بازدارندگى بايد او را از تجاوز باز داشت.
وَ اقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ ١٤. مقابله با جنگ روانى دشمن و خنثى سازى آن: دشمن همواره در پى آن است تا با ايجاد جنگ روانى و بهرهگيرى از ابزار تبليغى خويش، زبان به طعن مسلمانان گشوده جايگاه آنان را خدشهدار سازد. از اين رو لازم است نيروهاى مسلمان با به كارگيرى شيوههاى مناسب ماهيت واقعىاو را نزد افكار عمومى نمايانده، تيغ زبانش را كند سازد.
وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ ١٥. وارد ساختن ضربههاى سخت و مهلك به دشمن و از هم گسيختن سازماندهى او: عبارت «و شرّد بهم» را به معناى كشتار بسيار و ضربه سهمگين دانستهاند، بنابراين بايد كارزار را بر دشمن سخت گرفت و خسارات سنگينى بر او وارد ساخت. «و شرّد بهم» را به معناى پراكنده و دور ساختن نيز مىدانند. بنابراين با شدت عمل در برابر دشمنو نماياندن سرانجام وحشتناك جنگ به او مىتوان سازماندهى رزمى نيروهاى پشتيبانى دشمن را از هم گسيخت.
وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ