جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢٧
عترت آن نيكوكار پيامبر مصطفى (ص) و عترت على (ع) آن دلاور روز نبرد با آن لشكرهاى عظيم.
فاطمه زهرا (س) مادر من است و پدرم وارث پيامبران و سرور آدميان و جنّيان است كه قهرمانان ميدانهاى نبرد و احد و حنين را- چون به ميدان آمدند- درهم شكست و نيز صاحب خيبر آنگاه كه با آن شمشير برّان دو لب بر خيبريان تاخت و نيز او كه سپاهيان روز حنين را كه به خونخواهى آمده بودند نابود كرد.
كيست كه عمويى همچون عموى من جعفر داشته باشد؟ او كه خدا دو بال عطايش فرمود.
جدّ من رسول خدا (ص) آن چراغ هدايت است و پدرم كسى است كه برايش دوبار بيعت گرفتند. اوست قهرمان، آقا، شير بيشه، دلاور بزرگوار و بخشنده با بازوانى پرتوان.
على (ع) دستگيره استوار دين است، آنكه صاحب حوض و نمازگزار بر دو قبله است.
او هفت سال تمام در كنار رسول خدا (ص) بود در حالى كه بر زمين هيچ نمازگزارى جز آنان نبود.
از خردسالى بتها را رها كرد و در پرستش بتها يك چشم به هم زدن نيز با قريش همراهى نكرد.
پدرم شير بيشه دلاورى بود كه نيزهها را گرفته هر ستمگرى را چونان شراره شيران ضربهها مىزد و آنان از گواراى حنظلهاى جام مرگ سيراب مىشدند.
او زرى است زاده از زر در كانون زر، و نقرهاى است زاده از نقره در كانون نقره.
پس تا خورشيد و ماه بر مدار خويش در گردشاند، سپاس او بر ما واجب است كه خدا او را به فضيلت و تقوا ويژگى بخشيده است، پس منم تابناك فرزند تابناكان.