جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٤
بر شما باد اى اباعبدالله! ما دوست داريم پيش روى شما جهاد كنيم و (دشمنانت را) از شما دور كنيم. حضرت فرمود:) «خوش آمديد نزديك آييد.» آنان در حالى كه مىگريستند به امام (ع) نزديك شدند امام (ع) فرمود:
«فرزندان برادرم! چرا مىگرييد؟ به خدا سوگند ساعتى ديگر چشم روشن (و شادمان) خواهيد شد!» عرض كردند: خدا ما را فدايت سازد به خدا ما نه بر خود مىگرييم گريه ما بر توست كه مىبينيم دشمن تو را محاصره كرده و ما نمىتوانيم از تو پاس داريم.
فرمود: «اى فرزند برادرم! خدا در برابر اين عاطفه و فداكارى شما بهترين پاداش پارسايان را عطايتان كناد.» سپس آنان پيشاپيش امام (ع) قرار گرفته (به رسم خداحافظى) عرض كردند: سلام بر تو اى فرزند رسول خدا! فرمود: «سلام و رحمت و بركات خدا بر شما» پيكار كردند تا به شهادت رسيدند.
١. عشق و فداكارى بى حصر ياران امام حسين (ع) به فرمانده خويش: برادران غفارى از اين اندوهگين هستند كه اگر به صحنه نبرد پاى بگذارند نتوانند با خطراتى كه متوجه حضرت است مقابله كنند و از اين نگرانند كه مبادا تا زندهاند گزندى به امام وارد شود. عشق و علاقه آنها به امام از يك سو و انجام وظيفه جهاد از سوى ديگر آنها را به اين فكر مىاندازد كه در كنار امام با دشمن بهنبرد بپردازند تا هم حافظ جان امام باشند و هم به وظيفه خويش عمل كنند. امام از عشق و وفادارى آنها ابراز رضايت كرده و پيشنهاد آنها را تأييد مىكند. اين رفتار برادران غفارى برخاستهاز نهايت عشق آنها به امام و فرماندهشان است.
ادامه سخنان برادران غفارى بر اينكه «براى خود گريه نمىكنيم بلكه اندوه ما از تنهايى شما بعد از ماست» تأييدى بر اين سخن است.
٢. اميد به آينده و بشارت به بهشت، عامل رفع نگرانى و اندوه: امام چون مىبيند كه برادران غفارى از تنها ماندن