جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٢
دهد آرى اينك اول وقت نماز است.» (سپس فرمود:) «بخواهيد از ما دست بردارند تا نماز بگزاريم.» (حصين بن تميم گفت: نماز شما پذيرفته نيست! حبيب بن مظاهر گفت: اى درازگوش! آيا پندارى كه نماز آل رسول (ع) پذيرفته نيست و نماز تو پذيرفته است؟
ابو مخنف گويد: امام (ع) خود اذان گفت و چون تمام كرد ندا داد:) «واى بر تو اى عمر بن سعد! آيا آيينهاى اسلام را از ياد بردهاى؟ چرا دست از جنگ نمىكشى تا نماز گزاريم و به جنگ برگرديم؟!» (ابنسعد پاسخى نداد و) امام (ع) فرمود: «شيطان بر او چيره گشتهاست.» به نقل ديگرى فرمود: «اى واى بر شما! چرا از جنگ باز نمىايستيد تا نماز گزاريم؟!» (و در روايتى آمده است: امام (ع) به زهير بن قين و سعيد بن عبدالله فرمود:) «جلو بايستيد تا نماز ظهر را ادا كنم» (آنان پيش ايستادند و امام (ع) در جماعت حدود نيمى از اصحاب خود، نماز را نماز خوف گزارد.)
١. فدايى بودن از ويژگى ياران امام حسين (ع): ابوثمامه صائدى كه انبوه دشمن و كمى ياران را ديد، خدمت امام (ع) آمد و عرض كرد: يا اباعبدالله جانم فدايت باد، مىبينم كه دشمن به تو نزديك شده است. به خدا سوگند تو كشته نشوى تا من بخواست خدا پيش از تو كشته شوم ...! ٢. اهميت دادن به نماز از ويژگىهاى امام و ياران آن حضرت: در شرايطى كه حلقه محاصره دشمن هر لحظه تنگتر مىشد، ابوثمامه صائدى خدمت امام آمد و گفت: دوست دارم پروردگار خود را در حالى ديدار كنم كه اين نمازى كه وقتش رسيده، خوانده باشم؛ امام (ع) سر برداشت و فرمود: خداوند تو را از نمازگزارانى كه در ياد اويند قرار دهد. آنگاه فرمود: آرى اينك اول وقت نماز است.
ذَكَّرتَ الصَّلاةَ، جَعَلَكَ اللَّهُ مِنَ المُصلِّينَ ...