جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٢
اين بيان حضرت، بر اين نكته تصريح دارد كهبايد عامل دشمنى با ديگران عواملى چون كفر، دشمنى، فسادجويى و فتنهطلبى آنها باشد؛ جنگى ارزشمند است كه بر مدار اين عوامل و در راه خدا شكل بگيرد.
مَا ذَكَرْتَ مِنَ الْأُلْفَةِ وَ الْجَمَاعَةِ فَفَرَّقَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَمْسِ أَنَّا آمَنَّا وَ كَفَرْتُمْ ... وَ مَا أَسْلَمَ مُسْلِمُكُمْ إِلَّا كَرْهاً ٣. استفاده از جنگ روانى عليه دشمن جهت تضعيف روحيه وى: حضرت در اين نامه ضمن پاسخ به تهديد معاويه كه ديدار در ميدان نبرد را وعده داده بود، مىفرمايد: تو بنشين كه ما سراغت بياييم.
همان شمشيرى كه كسان بسيارى را به خاك افكند با من است.
حضرت ضمن رجزخوانى و بيان افتخارات گذشته و نيروى موجود خويش، به تضعيف روحيه معاويه و سپاهيانش مىپردازد. بدون ترديد نمايش قدرت و يادآورى گذشته درخشان نقش بسيار مهمى در بازدارندگى دشمن خواهد داشت.
وَ عِنْدِي السَّيْفُ الَّذِي أَعْضَضْتُهُ بِجَدِّكَ وَ خَالِكَ وَ أَخِيكَ ...
٤. غفلت و نادانى، از خصايص دشمنان اسلام: حضرت مىفرمايد: تو همانگونه هستى كه قبلًا تو را شناختيم.
گويى كه هرآينه قلبت در غلاف و حجاب است و بصيرتى ندارى و چيزى را درك نمىكنى، عقلت نيز ناقص است.
وَ إِنَّكَ وَ اللَّهِ مَا عَلِمْتُ الْأَغْلَفُ الْقَلْبِ الْمُقَارِبُ الْعَقْلِ تضعيف روحيه:
عوامل ٣ جنگ روانى:
مقابله با ١؛ عليه دشمن ٣ دشمنى:
عوامل ٢ دشمنان:
غفلت ٤؛ نادانى ٤ فتنه:
آثار ٢ فساد:
آثار ٢ كفر:
آثار ٢