جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٤
٢. اميد به شهادت و ثواب، عامل تقويت روحيه مقاومت: حضرت مىفرمايد:
من منتظر شهادت و ثواب اخروى خويش هستم و تا آخر مقاومت مىكنم. در فرهنگ اسلامى، پيروزى و شكست، جان دادن و سلامت، هر دو داراى ثواب است و فوز برتر با شهداست. چنين فرهنگى، مقاومت تا پاى جان را به دنبال خواهد داشت.
وَ إِنِّي إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ ٣. جلوگيرى از سلطه باطل، مهمترين هدف جنگ در اسلام: حضرت مىفرمايد:
به حكومت بر شما علاقهاى ندارم و اگر بيم سلطه باطل نبود، شما را به قيام و نهضت و نبرد با دشمنان تشويق نمىكردم. اگر بى خردان و تبهكاران حاكم شوند، اولا: مال خدا را دست به دست بگردانند و حيف و ميل كنند؛ ثانيا: بندگان خدا را به بردگى كشند؛ ثالثا: با نيكوكاران به ستيزه برخيزند؛ رابعا: با فاسقان همراهى كنند.
وَ لَكِنَّنِي آسَى أَنْ يَلِيَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَ فُجَّارُهَا ...
٤. ارتقاى بينشها، مشوق حضور نيروها: حضرت با تشريحعلت دعوت آنها به نبرد مىفرمايد: من براى حكومت خود، شما را به جنگ دعوت نمىكنم، بلكه هدفم جلوگيرى از سلطه باطل بر شما و تعطيلى احكام اسلام است. اصلاح و ارتقاى بينش افراد، مىتواند افراد را براى دفاع از اسلام بسيج كند.
وَ لَكِنَّنِي آسَى أَنْ يَلِيَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ ... فَلَوْلَا ذَلِكَ مَا أَكْثَرْتُ تَأْلِيبَكُمْ وَ تَأْنِيبَكُمْ وَ جَمْعَكُمْ وَ تَحْرِيضَكُمْ وَ لَتَرَكْتُكُمْ إِذْ أَبَيْتُمْ وَ وَنَيْتُمْ ٥. تحريك احساسات مذهبى و ملّى براى بسيج نيروها: حضرت ابتدا احساسات مذهبى مردم را تحريك مىكند و مىفرمايد:
«اگر به پانخيزيد، دين شما از كف مىرود و كسانى حاكم شما مىشوند كه بويى از دين نبردهاند»، سپس در ادامه احساسات ملى آنها را تحريك كرده، مىفرمايد: مگر نمىبينيد كه شهرهاى شما را تحت تسلط خود درآوردهاند و سرزمين شما را به ميدان جنگ تبديل كردهاند؟! أَلَا تَرَوْنَ إِلَى أَطْرَافِكُمْ قَدِ انْتَقَصَتْ وَ إِلَى أَمْصَارِكُمْ قَدِ افْتُتِحَتْ وَ إِلَى مَمَالِكِكُمْ تُزْوَى وَ إِلَى بِلَادِكُمْ تُغْزَى!